تصاویر منتخب از سید محمد خاتمی

http://axgig.com/images/89013591422250558028.jpghttp://axgig.com/images/41597300331526065955.jpghttp://axgig.com/images/38371026753828225361.jpghttp://axgig.com/images/69342608464814247318.jpghttp://axgig.com/images/99679751585267749669.jpghttp://axgig.com/images/47427230644703697458.jpghttp://axgig.com/images/09479565826575476200.jpghttp://axgig.com/images/61986864563418296779.jpghttp://axgig.com/images/36953522836999487817.jpghttp://axgig.com/images/45895302813906157252.jpghttp://axgig.com/images/89032852752367709391.jpghttp://axgig.com/images/79062901114930380120.jpghttp://axgig.com/images/87355291670319852814.jpghttp://axgig.com/images/33293035574640126943.jpg

صربستان به سختی از سد ایران گذشت / کولاک ایران در دو ست مقابل قهرمان اروپا

تیم ملی والیبال ایران ماراتن حساس والیبال را به صربستان واگذار کرد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، تیم ملی والیبال ایران نخستین دیدار خانگی خود به مصاف صربستان رفت و در این بازی زیبا و حساس 3 بر 2 شکست خورد. در دو ست اول با نتایج 26-24 و 25-23 بازی را به حریف قدرتمند واگذار کرده است، اما در ست سوم با نتیجه 25-18 حریف خود را شکست داد. بازی خوب ایران در ست چهارم نیز ادامه پیدا کرد و ایران 25-14 به راحتی حریف خود را شکست داد. ست پنجم 18 بر 16 به سود صربستان رقم خورد.

تیم ملی والیبال ایران در نخستین میزبانی‌اش در مسابقات لیگ جهانی به مصاف صربستان رفت. علاقه مندان والیبال از حدود یک ساعت قبل از شروع مسابقه تمام صندلی های سالن 12 هزار نفری آزادی تهران را پر کرده بودند. پرچم پر افتخار و سه رنگ ایران در سرتاسر سالن توسط جوانان برافراشته شده بود. فریادهای ایران ایران فضای سالن را اشباع کرده بود.

پس از ورود تیم ملی والیبال به سالن تک تک آن‌ها یک صدا توسط ملی پوشان تشویق شدند. چند تن از اعضای سفارت صربستان نیز با در دست داشتن پرچم خود از جایگاه ویژه ملی پوشان را تشویق می کردند.

کواکویچ، پتریک، استانکوویچ، آناسوییچ، پتکوویچ، روسیس، پودراسکونین ترکیب تیم ملی صربستان را در آغز این دیدار تشکیل می دادند.

تیم ملی والیبال ایران نیز با ترکیب فرهاد قائمی، سعید معروف ، محمد موسوی، امیر غفور، ارمین تشکری، حمزه زرینی و فرهاد ظریف کار را آغاز کرد.

ست نخست:26-24 به سود صربستان

دفاع خوب و سه نفره صربستان خیلی زود امتیازهای نخست بازی را به سود تیم میهمان رقم زد. صرب ها با بازی خوب لیسیناک سه امتیاز از ایران پیش افتادند. اما بازی سازی خوب سعید معروف اجازه نداد فاصله زیاد شود. ایران از چپ و راست حمله می‌کرد اما سد دفاع مستحکم صربستان به راحتی نمی شکست.

سعید معروف سعی داشت پایپ بکشد و با پاس های فریبنده خود قدرتی های ایران را صاحب موقعیت کند. امیر غفور با توپ های بلند خود خیلی خوب بالاخره فاصله امتیاز ها را کاهش می داد. هر چه از شروع دیدار می گذشت و تن بازیکنان گرم می شد جذابیت بازی هم دو چندان می شد.

دیدار تیم های والیبال ایران و صربستان

فرهاد قائمی نیز به ارسال آبشارهای بلند روی آورده بود و جواب می گرفت. درسافتهای خوب ظریف و زرینی و پاس های تماشایی معروف ایران را همچنان در یکقدمی صربستان نگاه داشته بود. اما صرب ها با بازی مقتدرانه کواسویچ و همچنین عملکرد خیره کننده آتاناسویچ همچنان از ایران پیش بودند. وقت استراحت فنی دوم نیز با امتیازهای 16بر 13 به سود صربستان تمام شد.

در ادامه حمزه زرینی با دو سرویس عالی دو امتیاز گرفت تا مربی صربستان مجبور به گرفتن وقت استراحت شود، سرویس سوم حمزه به بیرون رفت تا باز هم برتری با صرب‌ها باشد. یک سرویس فنی از تشکری امتیازها را برابر کرد و در ادامه سرویس‌های خوب مهدوی که به جای معروف وارد زمین شده بود ایران را سه امتیاز پیش انداخت، اما اشتباه مهدوی در پنجه دو ضرب صرب‌ها را به ایران نزدیک کرد و ولاسکو وقت استراحت درخواست کرد، اما این کار هم فایده‌ای نداشت و سرویس خوب تیم میهمان باعث شد امتیازها برابر شد.

جاخالی معروف می‌رفت کار دست ایران دهد، اما موسوی دفاع کرد و ایران یک امتیاز جلو افتاد، امتیاز مساوی 23 در تابلو برای دو تیم ثبت شده بود که دفاع خوب صرب‌ها امتیاز 24 را به آنها داد تا این تیم در حالی که 22-19 عقب افتاده بود ست نخست را 26-24 به سود خود تمام کند.

ست دوم : 25 - 23 به سود صربستان

ست دوم با یک تغییر برای ایران همراه بود. علی مباشری به جای حمزه زرینی به میدان رفت. ملی پوشان ایران که در ست دوم را طوفانی آغاز کردند و خیلی زود 5 امتیاز از حریف پیش افتادند. بازی خوب فرهاد قائمی و سرویس های بی نظیرش دریافت کننده های صرب را با مشکل روبرو کرده بود.

مباشری تعویض طلایی ولاسکو خیلی خوب دریافت می کرد. قائمی یکی از ستارگان ایران از کارهای ترکیبی نهایت بهره را می برد. ایران با بازی خوب او و امیر غفور وقت استراحت فنی نخست ست دوم را به سود خود تمام کرد.

هواداران سر از پا نمی شناختند و یک صدا تیم ملی را تشویق می کردند. هر دو تیم سرویس های زیادی خراب می کردند. کاملا مشهود بود که بازیکنان استرس زیادی دارند. آناتاکوویچ پشت خط زن صربستان تمام اسپک های خود را به امتیاز تبدیل میکرد. ایران همچنان با امتیاز11 بر 7 از حریف پیش بود.

دیدار تیم های والیبال ایران و صربستان

چند اشتباه فردی از بازیکنان ایران و همچنین بازی خوب سرعتی های صربستان موجب شد دو تیم در امیتاز های 13بر13 برابر شوند. ولاسکو می‌توانست زودتر درخواست وقت استراحت کند، اما ترجیح داد زمانی این کار را انجام دهد که اختلاف امتیاز یک است.

هر چه تیم ملی ایران در شروع ست دوم خوب بود در اواسط این ست پراشتباه ظاهر شده بود. صرب های فرصت طلب هم از تک اشتباه های ایران امتیاز می ساختند. محمو موسوی تمام تلاش خود را به کار بست تا وقت استراحت فنی دوم را بگیرد اما دفاع روی تور سه نفره مستحکم صربستان امتیاز 16 را برای این تیم به ارمغان آورد.

بازی برای هر دو تیم پایاپای پیش می رفت. استانکوویچ با سرویس های پرشی خود دریافت را سخت می کرد. پوریا فیاضی به جای مباشری به میدان رفته بود تا دریافت های ایران ترمیم شود. ولادمیر پتکوویچ پاسور باهوش صرب ها خیلی خوب بازیکنان ایران را می شناخت و دور از دست دفاع ایران پاس می داد.

برتری صرب‌ها با دفاع‌های خوب روی تور و دریافت عقب ادامه پیدا کرد تا ایران در حالی که تا نیمه این ست 4 امتیاز از حریف پیش بود بازی را واگذار کند. دو تعویض‌های ثابت ولاسکو همانند بازی با روسیه این بار هم جواب نداد.

ست سوم: 25 بر 17 به سود ایران

امیر غفور جوان 21 ساله ایران پس از سال ها بازی در سطح مسابقات جهانی کاملا پخته کار می کرد. سرویس های خوب صربستان موجب می شد تیم ایران دریافت های خوبی نداشته باشد. گاهی سعید معروف مجبور بود از بیرون زمین توپ جمع کند. با این حال پاس های خوبی برای قدرتی ها می فرستاد. ایران پیزی برای از دست دادن نداشت. بازیکنان اگر چه خسته بودند ولی کاملا مشخص بود که در این ست از جان و دل مایه می گذارند و با تمام وجود بازی میکردند. وقت استراحت فنی اول ست سوم هم به سود صربستان تمام شد. ایران در آستانه شکست خانگی از صربستان بود. تماشاگران هم دیگر شور چندانی برای تشویق ملی پوشان نداشتند. استانکوویچ یکی از بهترین سرعتی های جهان با دفاع روی تور خیره کننده خود کاملا مهاجمان ایرانی را مغلوب می کرد.

دیدار تیم های والیبال ایران و صربستان

همین موضوع موجب شده بود که برتری دو سه امتیازی صربستان در ست سوم ادامه داشته باشد. ولاسکو شهرام محمودی را به جای غفور به میدان فرستاد. مگر آبشارهای پشت تور و فنی او دردی از تیم دوا کند. فرهاد قائمی با حرکت دست از تماشاگران می خواست که به تشویق ها ادامه دهند. آبشار تماشایی پوریا فیاضی سرانجام ایران را به یک قدمی حریف رساند. شهرام محمودی هم سعی می کرد از تمام پاس های معروف امتیاز بگیرد. سرانجام محمد موسوی با بازی تماشایی خود دو تیم را در امتیاز 14 برابر کرد. در یک رالی رفت و برگشتی سعید معروف، فرهاد ظریف و فیاضی همگی روی زمین شیرجه زدند تا توپ را بلند کنند و شهرام محمودی از این توپ تماشایی یک آبشار فریبنده ساخت و امتیاز 16 را برای ایران به ارمغان آورد. تماشاگران سر از پا نمی شناختند. ملی پوشان غیرتی و جنگنده کار می کردند. شهرام محمودی تعویض طلایی ولاسکو فوق العاده کار می کرد. ایران 19 بر 16 از حریف پیش افتاد و در ادامه با تشویق‌های بی امان و سرویس‌های عالی قائمی اختلاف به هفت امتیاز رسید. ایران در پایان این ست را 25 بر 17 به سود خود پایان داد.

ست چهارم :25 بر 14 به سود ایران

صرب های مغرور که اصلا دوست نداشتند در ایران امتیاز بدهند، نمی خواستند بازی به ست پنجم کشیده شود. محمد موسوی حالا دیگر خوب مهاجمان صربستان را می شناخت و به همراه معروف آن ها را دفاع می کرد. پوریا فیاضی به آبشارهای طلایی خود دریافت اول حریف را ناکام می گذاشت. پاس های کوتاه و سرعتی معروف همان چیزی بود که موسوی انتظارش را می کشید. او در ست چهارم کاملا از سرعتی های روسیه بهتر بود. آرمین تشکری هم با هوشمندی خود دفاع حریف را فریب می داد. ایران وقت استراحت فنی ست چهارم را اختلاف دو امتیاز به سود خود تمام کرد.

تماشاگران با فریاد ایرانی با غیرت ایرانی با غیرت یکصدا ملی پوشان را تشویق می کردند. پتکوویچ هر کاری می کرد تا برای تیمش امتیاز بگیرد. صربستان دوست نداشت بازی برده را از دست بدهد. ایران همچنان از حریف خود پیش بود و برتری خود را به عدد شش رساند. شور و نشاط وصف ناپذیری تمام ورزشگاه را فراگرفته بود. همه یکصدا ایران را صدا می زدند. صدها پرچم های سه رنگ ایران در گوش تا گوش سالن در اهتزاز بود. ولاسکو نسبت به دو ست اول قدری آرام تر به نظر می رسید. در مقابل صرب ها پر اشتباه کار می کردند. آناتاکوویچ ستاره دو ست نخست این بازی آنقدر عصبی شده بود که حتی نمی توانست توپ را رد کند. سر انجام با استانکوویچ تعویض شد. پوریا فایضی به راحتی سد دفاع سه نفره صربستلن را در هم می کوبید. وقت ساتراحت فنی دوم ست چهارم با امتیاز های 16 بر 10 به سود ایران تمام شد. در ادامه صرب‌ها که از نظر روانی کاملا به هم ریخته بودند، امتیازهای زیادی را از دست دادند تا تابلوی نتایج 22-13 را نشان دهد. ایران این ست را با 11 امتیاز اختلاف به سود خود پایان داد.

ست پنجم: 18 بر 16 به سود صربستان

صرب‌ها در ست پایانی بازی سه امتیاز پیاپی گرفتند تا کار برای ایران سخت شود. این امتیازها در حالی به دست آمد که شهرام محمودی ستاره ایران در ست‌های سوم و چهارم امتیاز راحتی را از دست داد. اختلاف سه امتیازی دو تیم حفظ شد و صرب‌ها بر خلاف دو ست قبل کم‌ترین اشتباه را داشتند.

دیدار تیم های والیبال ایران و صربستان

ایران تلاش کرد تا به بازی برگردد، این کار با دفاع خوب روی تور و سرویس‌های هدف دار صورت گرفت و تابلوی نتایج امتیاز 8-7 به سود صربستان را نشان می‌داد. رفت و برگشت چندباره توپ، امتیاز را به ایران داد تا همه چیز مساوی شود. سرویس هوشمندانه قائمی امتیاز نهم را برای ایران آورد، ترکمن غیور ایران کارش را به خوبی انجام داد و ایران را 10 بر 8 پیش انداخت، اما صرب‌ها دو امتیاز دیگر گرفتند و کار 10 - 10 مساوی شد. ایران می‌توانست 12 بر 10 پیش بیفتد، اما بازیکنان قدر سرویس خوب تشکری را ندانستند تا همه چیز در امتیاز یازده مساوی شود. رالی‌های حساس ادامه داشت و این بار صرب‌ها بودند که از ایران پیش افتادند. شاید ولاسکو که مهدوی را برای سرویس آورده بود، باید سریع از بازی بیرون می‌رفت. سرویس عالی فیاضی می‌رفت ایران به امتیاز برساند، اما صرب‌ها حرفه‌ای عمل کردند و امتیاز چهارده را گرفتند. ولاسکو وقت استراحت درخواست کرد. دو تیم مساوی پیش می‌رفتند. فرصت عالی ایران برای برتری از دست رفت تا آه حسرت تماشاگران بلند شود. ضربه آخر این بازی را فیاضی زد که البته با دفاع صرب‌ها توپ به امتیاز برای تیم میهمان تبدیل شد. ایران این ست را 18 بر 16 واگذار کرد.

ده ها تن از چهره های شناخته شده والیبال ایران از جمله بهروز عطایی، فرهاد نفرزاده و بسیاری دیگر برای تماشای این مسابقه به سالن آمده بودند. عباسی وزیر ورزش و جوانان و داورزنی رئیس فدراسیون هم در سالن حضور دارند.

ملی پوشان ایران و صربستان از حدود 30 دقیقه قبل از شروع بازی به گرم کردن و انجام حرکات کششی پرداختند. در حالی که هواداران با فریادهای بلند یکصدا تیم ملی ایران را تشویق می کردند کاملا مشهود بود که بازیکنان صربستان تحت تاثیر جو سالن قرار گرفته اند و هنگام گرم کردم به طور مستمر گوش تا گوش سالن و عظمت حضور تماشاگران ایرانی را نظاره می کردند.

یوری مکری" داور 38 ساله این بازی اهل کشور اسلواکی است. او از سال 2001 به عنوان داور بین المللی فعالیت خود را دنبال می‌کند و از آن زمان در مسابقات مختلف از جمله قهرمانی اروپا،جوانان و بزرگسالان جهانی سوت زده است. وی از سال 2009 همواره در مسابقات لیگ جهانی حضوری فعال دارد.

همچنین "فیلیپ وریک" 52 ساله فرانسوی نیز که دیگر داور این بازی است از سال 1994 در عرصه بین الملی سوت میزند. وی در سال های اخیر حضوری فعال در عرصه رویدادهای بین المللی از جمله لیگ جهانی و مسابقات قاره ای را دارد.

خولیو ولاسکو(سرمربی)، خوان سیچلو(مربی)، احمد مساجدی(دستیار مربی)، نوید مشجری (آنالیزور) ، سیامک افروزی(پزشک) و امری خوشخبر(سرپرست) اعضای کادر فنی تیم ملی ایران را در این مسابقات تشکیل می دهند.

در تیم صربستان نیز کولاکویچ (سرمربی)، لاکوچ (مربی)، زوزیچ (دستیار مربی)، جوکسیمویچ (آنالیزور)، مارتینویچ( پزشک) اعضای کادر فنی را تشکیل می دادند.

دومین دیدار ایران و صربستان ساعت 17 روز یکشنبه برگزار می‌شود.

این خبر لحظه به لحظه تکمیل شده است.

روحانی به حق شایسته ریاست جمهوری است

خطیب نماز جمعه تهران، انتخاب حسن روحانی را انتخابی به حق و شایسته عنوان کرد و گفت: باید رییس جمهور منتخب در انتخاب کارگزاران دولت خود دقت لازم را داشته باشد و از افراد نخبه و امتحان پس داده استفاده کند کما اینکه شخصیت روحانی این اطمینان را می‌دهد که ایشان از افراد اصلح استفاده خواهد کرد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، آیت الله موحدی کرمانی در خطبه نماز جمعه تهران، پیروزی تیم ملی فوتبال کشور را به مردم تبریک گفت و ادامه داد: پیروزی در عرصه ورزشی به نوعی عزت به این کشور بخشید. لازم می‌دانم این پیروزی عزتمند را به ملت، رهبری و جوانان پیروزی آفرین تبریک بگویم.

وی همچنین به حماسه 24 خرداد ماه اشاره کرد و افزود: حضور پرشور مردم در پای صندوق‌های رای باعث شد تا دشمنان نظام ضمن ناامیدی بفهمند که مردم همچنان تابع رهبری هستند و به ندای رهبری مبنی بر حضور پرشور تمام سلایق در پای صندوق‌های رای لبیک می‌گویند.

خطیب نماز جمعه ادامه داد: حضور پرشور مردم در عرصه و رقم زدن این حماسه بزرگ ملی را به مقام معظم رهبری و ملت هوشمند کشور و همچنین به آقای روحانی به عنوان رییس جمهور منتخب مردم این پیروزی را تبریک می‌گویم.

آیت الله موحدی کرمانی انتخاب روحانی را یک انتخاب به حق و شایسته خواند و ادامه داد: ایشان هم یک رجل سیاسی هم یک رجل مذهبی، هم یک مدیر قوی و مدبر هستند که فعالیت‌ها و مبارزه های مهم در زمان قبل و بعد از انقلاب داشته اند.ایشان همواره تابع ولایت بوده اند و حتی در دوران خفقان قبل از انقلاب مبارزات چشم‌گیری علیه طاغوت داشتند.

وی ادامه داد: سخنرانی های انقلابی ایشان به ویژه سخنرانی تاریخی ایشان در مسجد ارگ که برای اولین بار مقام رفیع بنیانگذار انقلاب را امام خطاب کرده‌اند فراموش شدنی نیست.

وی گفت: سوابق درخشان ایشان در عرصه‌های مختلف نوید این را می دهد که می‌تواند در اداره کشور نیز موفق باشند و ما نیز از خداوند می‌خواهیم ایشان را در اداره کشور یاری کند.

خطیب نماز جمعه،مسئولیت ریاست جمهوری، اداره و حل مشکلات کشور را سخت و سنگین برشمرد و تاکید کرد: آقای روحانی شما می‌توانید با خواندن فرامین الهی و قرآن برای پذیرش مسئولیت، خود را آماده کنید و در رساندن این بار سنگین به منزل موفق باشید.

وی انتخاب و تشکیل کابینه دولت آینده را وظیفه سنگین و مهم رییس جمهور منتخب مردم عنوان کرد و گفت: باید روحانی در انتخاب این افراد دقت لازم را داشته باشد و از افراد نخبه و امتحان پس داده استفاده کند کما اینکه شخصیت روحانی این اطمینان را می‌دهد که ایشان از افراد اصلح استفاده خواهد کرد.

آیت الله موحدی کرمانی ادامه داد: امیدواریم رییس جمهور منتخب با انتخاب افراد اصلح بتواند مشکلات کشور به ویژه مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم را رفع کند و از مردم نیز می‌خواهم که دولت را تا حدی که می توانند یاری کند.

خطیب نماز جمعه تاکید کرد: باید به افرادی در دولت آینده مسئولیت داده شود که وفاداری به نظام و ولایت را اثبات کرده‌اند و امتحان خود را پس داده‌اند تا بتوان مشکلات مردم و کشور را حل کرد.

وی از رییس جمهور منتخب خواست تا از قدرت خود برای مردم همچون یک طبیب استفاده کند و افزود: رییس جمهور باید همچون طبیبی با توجه به مطالبات مردم آن کاری را انجام دهد که مصلحت مردم است و نه صرفا کاری را کند که مطالبه بیمارش است.

وی ادامه داد: دولت‌های غربی بدون توجه به اینکه مصلحت مردمشان در چیست به مطالبات آنان پاسخ می‌دهند و توجهی ندارند که این مطالبات چیست خواه ازدواج همجنس‌گرایی باشد خواه هرچیز دیگری.

آیت الله موحدی کرمانی همچنین به جایگاه رفیع شهیدان، جانبازان و آزادگان اشاره کرد و خاطر نشان کرد: باید تمامی خدمت‌های این بزرگان یاد‌اوری شود و از آنان تقدیر شود.ما موظف هستیم که اجازه ندهیم آنان فراموش شوند.

خطیب نماز جمعه تاکید کرد: نباید در ارج نهادن به خدمت این عزیزان به سمت یا جایگاه آنان نگاه کرد چه بسا دانه درشت‌هایی که خدمت کوچکشان بزرگ تلقی شد و چه بسیار گمنام‌هایی که خدمت بزرگشان کوچک برشمرده شد.

وی همچنین در پایان از خدمات ارزنده سربازان گمنام امام زمان تشکر کرد و گفت: این افراد بدون آنکه دنبال جایگاه و منفعتی باشند همواره در تلاش بوده‌اند که توطئه دشمنان را خنثی کنند و خطرات جدی را دفع نمایند.

فریادهای ایران-ایران بر سر صرب‌ ها

 دیدار تیم‌های والیبال ایران و صربستان در لیگ جهانی عصر امروز ساعت 17 در سالن 12 هزار نفری آزادی آغاز شد. در این دیدار که سومین بازی ملی‌پوشان کشورمان محسوب می‌شود تماشاگران با شور زیادی ملی‌پوشان کشورمان را تشویق می‌کنند. ظرفیت سالن 12 هزار نفری تکمیل شده است و تعدادی نیز روی پله‌ها مستقر شده‌اند.

آنها از ابتدای بازی با فریادهای بلند ایران-ایران ملی پوشان را تشویق می‌کنند.

*حمید سجادی معاون وزیر ورزش و جوانان هم از ابتدا در سالن حضور پیدا کرده و بازی را از نزدیک تماشا می‌کند.

*روبروی جایگاه تماشاگران پرچم بزرگ ایران را بر روی دست‌های خود به اهتزاز درآوردند.

*محمدرضا داورزنی رئیس فدراسیون والیبال هم در سالن حضور دارد که برای دقایقی از سوی تماشاگران مورد تشویق قرار گرفت.

*از نکات قابل توجه این مسابقه به نظم برگزاری آن می‌توان اشاره کرد.

تیم کشورمان گیم نخست خود را با حساب 26 بر 24 به صربستان واگذار کرد.

عملکرد درخشان دولت سید محمد خاتمی + لیست

با تمام فشارها در شرایط بد جامعه محبوبترین رئیس جمهور مردمی شد و تحولی بزرگ را برای ایران و ایرانیان به وجود آورد....

به گزارش پویش مردمی اصلاحات و اصلاح طلبان 1392

 وی انتخابات شوراهای شهر و روستا را که در قانون اساسی جمهوری اسلامی تصریح شده بود، برای اولین بار برگزار کرد

* سید محمد خاتمی همچنین مبدع طرحی به نام «گفتگوی تمدن‌ها» بود که شهرت جهانی یافته و با نام او شناخته می‌ شود. سازمان ملل متحد نیز سال ۲۰۰۱ میلادی را بر اساس این طرح، سال گفتگوی تمدن‌ ها در جهان نامگذاری کرد

* او تنها رییس جمهور ایران تا کنون بوده‌است که با دعوت دولت‌های اروپایی به آلمان، ایتالیا و اتریش سفر رسمی انجام داده‌است

 خاتمی دولت را در شرایطی تحویل گرفت که بر اثر بحران ناشی از محکوم شدن مقامات بلند پایه جمهوری اسلامی در دادگاههای آلمان به اتهام کشتن چند تن از رهبران حزب دموکرات کردستان ایران در رستوران میکونوس آلمان، روابط ایران و اتحادیه اروپا در اوج تیرگی قرار داشت و همه سفرای اروپایی ایران را ترک کرده بودند. همچنین ایران متهم به دست داشتن در حمله به پایگاه آمریکا در الخبر عربستان و کنیسه یهودیان در آرژانتین شده و در آستانه حمله موشکی آمریکا قرار داشت. گروه طالبان نیز اغلب نقاط افغانستان از جمله مناطق مرزی ایران را تصرف و صدها نفر را در حملات پیاپی به روستاهای مرزی به گروگان گرفته بود.رای غیر منتظره مردم در دوم خرداد و موضع مسالمت جویانه وی نقش موثری در خارج کردن ایران از آن وضعیت بحرانی داشت

* در سالهای اول ریاست جمهوری وی آزادی مطبوعاتی نسبی در کشور شکل گرفت

* جایزه گفتگوی جهانی در سال ۲۰۰۹ که از سوی سازمانی به همین نام در دانمارک برگزار می شود، به دو چهره نامدار ایرانی تعلق گرفت که سال‌ ها در زمینه گفتگوی فرهنگ‌ ها و تمدن‌ ها فعالیت کرده‌اند؛ داریوش شایگان فیلسوف و سید محمد خاتمی سیاستمدار. «جایزه گفتگوی جهانی» در سال ۲۰۰۹ بنیان شد و از برندگان جایزه شایگان و خاتمی نیز برای شرکت در مراسمی در دانشگاه آرهوس کپنهاگ برپا می شود، دعوت شد

* تشکیل حساب ذخیره ارزی، اصلاح سامانه مالیاتی، تثبیت نرخ ارز و تصویب و اجرای قانون سرمایه‌گذاری خارجی از مهم‌ترین اقدامات دولت آقای خاتمی به حساب می‌آید

* ممنوعیت استقراض دولت از بانک مرکزی، کاهش تسهیلات تکلیفی، تاسیس بانک‌های خصوصی، گسترش بورس‌های منطقه‌ای و تاسیس بورس فلزات و کشاورزی از جمله برنامه‌هایی بوده که در جهت بهبود وضعیت اقتصادی و مالی به اجرا درآمده است

* آغاز دولت خاتمی با کاهش قیمت نفت و کاهش درآمدهای ارزی حاصل به ۹/۹ میلیارد دلار همراه بود. استقراض از بانک مرکزی جهت رفع کسری بودجه به افزایش تورم به بیش از 20 درصد در سال 78 انجامید که به تدریج به حدود 13 درصد کاهش یافت. دولت در این زمان سیاست یکسان سازی نرخ ارز را به اجرا در آورد. رشد اقتصادی بالای شش درصد به کاهش بدهی های خارجی کمک نمود.

* ایجاد فضای بازتر سیاسی و مطبوعاتی

* تحول جدی در روابط خارجی به‌ ویژه با کشورهای اروپایی و ایجاد ایران دوستی

* خاتمی در اواخر سال ۲۰۰۶، به دعوت چند نهاد و دانشگاه برای چند سخنرانی عازم بریتانیا شد.او ابتدا به اسکاتلند رفت و در دانشگاه سنت اندروز در شهر سنت اندروز در منطقه فایف سخنرانی با عنوان «دوستی بدون مرز» ایراد کرد. پس از آن خاتمی در میان تشویق شدید حضار، دکترای افتخاری از این دانشگاه دریافت و مرکز ایران‌ شناسی دانشگاه سنت اندروز را افتتاح کرد

* مشازکت فعالان مدنی و فعالیت زنان در بحث حقوق زنان در جامعه و مشارکت مذنی و اجتماعی

* انتشار روزنامه های متعدد و توسعه فضای مطبوعاتی، نشانه ای روشن از يک تغيير و آغاز فصلی تازه در جامعه تلقی شد.

* انتشار روزنامه های جديد که نزديک به دو دهه از ورود آن به جامعه منع شده بودند

* کتابهايی که در دوره وزارت مصطفی ميرسليم اجازه چاپ مجدد نداشتند، در اين دوره بدون هيچ مشکل خاصی به چاپ رسيدند و وزير ارشاد در يک اعلام عمومی گفت که کتابهايی که برای بار اول از ارشاد مجوز چاپ دريافت کردند، ‌ديگر نيازی به مراجعه دوباره برای دريافت مجوز ندارند و اين کار سبب شد تا کتابهايی چون رمان ۱۰ جلدی کليدر، که در دوره ميرسليم به مدت سه سال از چاپ آن ممانعت می شد،‌ فرصت چاپ دوباره بيابند.

بخش مهمی از فعاليتهای حوزه کتاب در دوره آقای خاتمی به چاپ و انتشار کتابهای مرتبط با موضوعات سياسی اجتماعی و تاريخی اختصاص يافت. بستر سازی و وجود برخی آزاديهای مدنی اجتماعی و فکری سبب شد تا برخی از نحله های فکری و فرهنگی در جامعه ريشه بدواند و موضوعاتی چون رابطه دين و مدرنيته، تاريخ انقلاب، جنگ، روشنفکری دينی، رابطه دين و دولت، و نيز پژوهشهای جدی در تاريخ اسلام و نيز تاريخ معاصر ايران و. .. به موضوعات مورد علاقه مردم و نيز قشر کتابخوان تبديل شود.اين علاقه مندی ناشران جدی را به صرافت انداخت تا ترجمه يا تاليف کتاب در اين حوزه ها را سفارش دهند. نگاهی به فهرست کتابهای اين حوزه نشان می دهد که رشد عناوين کتابهايی با اين موضوعات بسيار زياد بود. در اين دوره رويکرد جدی ای نيز به کتابهای تاريخی صورت گرفت که نمونه موفق آن دو کتاب علی رهنما ( زندگی دکتر شريعتی ) و عباس ميلانی (زندگی هويدا) نمونه ای از اين آثار است.

* رشد آثار حوزه ادبيات، چه پژوهشهای ادبی و چه ترجمه و نگارش رمان نيز در اين دوره چشمگير بود. انتشار بخشهای مهمی از فرهنگ کوچه احمد شاملو،فرهنگ ۸جلدی سخن به سر ويراستاری حسن انوری، فرهنگ هزاره ( انگليسی _ فارسی ) علی محمد حق شناس، فرهنگ ۵ جلدی واژ گان تبری به سرپرستی جهانگير نصری اشرفی، ترجمه فرهنگ آثار، به سرپرستی دکتر رضا سيد حسينی، و نيز دهها پژوهش شاخص ادبی از جمله فعاليتهای پژوهشی در اين دوره به شمار می رود.

* تولید فیلم های حماسی در دولت اصلاحات مانند  آژانس شيشه ای و روبان قرمز حاتمی کيا ، جايی برای زندگی (محمدرضا بزرگ نيا)، اشک سرما (عزيزالله حميدنژاد) و دوئل (احمدرضا درويش)

* موفقترين اثر ايرانی اين سالها در خارج از کشور، فيلمی است يکسره شهری، که از قوم نگاری رياکارانه فاصله می گيرد. طعم گيلاس عباس کيارستمی با کسب نخل طلای جشنواره کن، بزرگترين افتخار تاريخ سينمای ايران را به ارمغان می آورد.و فیلم هایی با اصالت مانند من ترانه پانزده سال دارم ، گاوخونی ، بوی کافور عطر ياس

* سینمایی آزاد و منتقدانه با فیلمی مانند  مارمولک

* در دوران اصلاحات بهرام بيضايی پس از نزديک به بيست سال دوری به صحنه تئاتر آمد و صحنه های تئاتر شاهد حضور پيش کسوتانی مانند حميد سمندريان، علی نصيريان، بهزاد فراهانی، رضا ژيان، مهدی هاشمی، حميد مظفری و... بود.

* در اين دوران تالار سنگلج که مدت ها بود کاری در آن صورت نمی گرفت، دوباره فعال شده بيشتر نمايش های سنتی و ملی را پوشش می داد. خانه نمايش در اداره تئاتر که ويژه کارهای تجربی بود، دوباره راه اندازی شد و ساختمان اداره تئاتر که به خاطر اختلاف با مالک آن در آستانه تعطيلی رفته بود با اعتراض تئاتری ها از مالک آن برای تئاتر خريداری شد.بنياد رودکی که مجموعه تالار وحدت و موزه آزادی تحت نظر آن است، فعال تر از گذشته شد. اجرای شمس پرنده ،يوسف و زليخا به کارگردانی پری صابری، نوبت ديوانگی به کارگردانی هادی مرزبان، رابعه به کارگردانی حسين سحرخيز که می توان آنها را اپرت ايرانی ناميد، از اقدامات بنياد رودکی بود.ولی مهمترين اقدام بنياد تأسيس تالار فردوسی مقابل تالار وحدت در بخشی از کارگاه دکور و لباس است. اين تالار ويژه اپرای عروسکی است که با اپرای عروسکی رستم و سهراب به کارگردانی بهروز غريب پور افتتاح شد.

*  هفدهمين جشنواره تئاتر فجر در سال ۷۷ تبديل به يک جشنواره بين المللی می شود و از آن سال به بعد گروههای تئاتری خارجی در جشنواره حضور پيدا می کند. راه اندازی جشنواره ايران زمين اين جشنواره در هردوره يک موضوع محوری داشت که عبارت بودند از: ۱- فردوسی ۲- مولوی ۳- نظامی گنجوی ۴- عطار نيشابوری ۵- فرهنگ و ادب کهن ايران وجهان 6- عبيد زاکانی.

 موسيقی بومی نواحی ايران با اقبال و سرمايه گذاری دولتی روبرو گرديد و موسیقی سنتی و پاپ ایران رشد فراوانی داشت

* در طول برنامه سوم توسعه (۱۳۸۳-۱۳۷۹) چهار بانک خصوصی اجازه فعاليت يافتند و واحدهای منطقه ای بورس در مراکز استان ها فعال شده و دو بازار کالايی بورس فلزات و کشاورزی نيز راه اندازی شده است.گسترش شبکه تلفن ثابت و همراه، بهره برداری از ميدان گازی پارس جنوبی و راه اندازی فرودگاه بين المللی امام خمينی و راه آهن بافق – مشهد و بهره برداری از ۵۰ سد از جمله پروژه های بزرگ برنامه سوم توسعه بوده است.

* در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی بزرگترین قرارداد سرمایه گذاری خارجی در صنعت خودرو ایران امضا شد

همکاری شرکتهای داخلی با شرکتهای بزرگ خودروساز از کشورهای فرانسه، کره جنوبی و ژاپن باعث شده تا تصوير خيابانهای ايران تفاوتی فاحش با دو دهه اول انقلاب پيدا کند.

* رشد 20% صادرات در دولت اصلاحات و ایجاد 600 هزار شغل در هر سال
* طنز و کاريکاتور در دوران خاتمی چه به لحاظ کيفيت آثار و چه به لحاظ گروه مخاطب و چه از نظر ميزان تاثير گذاری تغييرات فراوانی کرد. دامنه مخاطبانش گسترده شد و دامنه نويسندگان و توليد کنندگانش نيز افزونی يافت و تمام نشریات طنز آزادانه مشغول نوشتن بودند مانند گل آقا
در طول هشت سال گذشته در مجموع بيش از ۲۶۴۸ ميليارد تومان از سهام شرکت های دولتی از طريق برگزاری مزايده و عرضه در بورس تهران به بخش غير دولتی واگذار شد.
* موفقيت تاريخی وزارت راه و ترابری جمهوری اسلامی در هشت سال گذشته در بخش راه آهن اتفاق افتاد. پروژه راه آهن هزار کيلومتری مشهد_بافق که مسير ترانزيتی دو شهر شرقی ايران را ۸۰۰ کيلومتر کوتاه تر کرد با هزينه ۴۰۰ ميليارد تومان و دو سال زودتر از موعد به پايان رسيد.کارشناسان بر اين باورند که احداث اين راه آهن به واسطه اين که نزديک ترين راه برای دسترسی کشورهای آسيای ميانه به آبهای آزاد است، در افزايش درآمد های ترانزيتی ايران نقش قابل توجهی خواهد داشت.
* در دولت اصلاحات ۴۸۱ کيلومتر آزاد راه ساخته شد که از مجموع آزاد راه های احداث شده در سالهای پيش از انقلاب ۱۹۷۹ افزون تر است


به گزارش پویش مردمی اصلاحات و اصلاح طلبان 1392



آیت الله دكتر محقق داماد خبر پذیرش وزارت را تكذیب كرد

آیت الله محقق داماد، گمانه زنی ها در خصوص پذیرش سمتهای اجرایی توسط خود را تكذیب كرد.

وی ضمن تبریک به رئیس جمهور منتخب و آرزوی موفقیت برای دولت جدید به ایلنا گفت: خبر پذیرش یكی از سمت های اجرایی توسط بنده كذب است.

این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه افزود: همچنان به کسوت معلمی مباهات می ورزم و تحقیق، تفقه و تعلیم را وظیفه شرعی خود می دانم.

آیت الله محقق داماد در پایان ضمن تشکر از رسانه هایی كه اخبار را به صورت صادقانه به اطلاع مردم می رسانند اظهار داشت: انتظار دارم که از انتشار اخبار ضعیف و غیر موثق اجتناب شود.

گفتنی است ظرف چند روز گذشته خبرهایی در خصوص پیشنهاد وزارت‌خانه‌های دادگستری یا اطلاعات به ایشان در برخی رسانه‌ها منتشر شده بود.

همایش تجلیل از فعالان ستادهای انتخاباتی دکتر حسن روحانی

12
 
34
 
56
 
78
 
910
 
1112
 
1314
 
1516
 
1718
 
1920
 
2122
 
2324
 
2526
 
2728
 
2930

فیلم: انتقاد علیزاده، فخرالدینی و شاه‌ زیدی از بی‌ توجهی مسئولین به مرگ شهنواز

بی‌دلیل نیست که موسیقی ایران این همه غمگین است، این همه ظلم را تحمل کرده و پابرجاست. این پابرجا بودن موسیقی را مدیون هنرمندان بزرگی چون شهناز هستیم.‌ علیزاده: حال که احساس خوبی داریم و فکر می‌کنیم، همه چیز می‌تواند بهتر از امروز باشد، انتظار داریم وقتی این اساتید که از میان ما می‌روند، تلنگری باشد برای مسئولین که درک بیشتری از هنر داشته باشند، همان گونه که یک گل می‌زنیم و در دنیا افتخار می‌کنیم.
آیین تشییع پیکر زنده‌یاد استاد «جلیل شهناز»، صبح امروز سی‌ام خرداد در شرایطی با حضور اساتید و پیشکسوتان موسیقی از مقابل تالار وحدت برگزار شد که شاهد انتقادات شدید استاد حسین علیزاده و فرهاد فخرالدینی و علی‌اصغر شاه‌زیدی درباره نوع برخورد مسئولان با موسیقی و مفاخر موسیقی ایران زمین بودیم.

به گزارش «تابناک»، مراسم بدرقه ‌زنده‌یاد استاد «جلیل شهناز» پس از یک بار لغو و عدم برگزاری در خانه هنرمندان، صبح پنجشنبه سی‌ام خرداد ماه در محوطه تالار وحدت به سختی برگزار شد و مردم هنرپرور ایران زمین در میان بدرقه بزرگان موسیقی با شهنواز موسیقی ایران زمین، استاد شهیر وداع کردند.

در این مراسم که با حضور ‌اساتیدی چون فخرالدینی، شجریان، علیزاده، قرابنی، مختاباد، ساکت، خواجه امیری و... برگزار شد، سیل گسترده‌ای از مردم علاقه‌مند به استاد «جلیل شهناز» نیز حضور یافته بودند. پیش از آغاز مراسم و برای ورود همسر استاد به محل تالار، از حضار درخواست شد تا راه را برای ایشان و نیز قرار گرفتن سخنرانان و خانواده استاد شهناز در نزدیکی تریبون خلوت کنند؛ اما فشردگی جمعیت، منجر به این شد که ‌برگزاری این مراسم با اندکی تأخیر انجام شود.

نکته تأسف‌آور در این فضا، اینکه اساساً در بخش‌هایی از محوطه برگزاری مراسم، امکان نفس کشیدن نیز به سختی ‌بود و گروهی از اشخاص که بزرگداشت و تشییع جنازه استاد شهناز را با کنسرت اشتباه گرفته بودند، با سوت و کف از اساتید موسیقی درخواست اجرا می‌‌کردند یا با فریادهای هواخواهی، فضای جذاب و ویژه‌ای ‌برای خود فراهم کرده بودند که خلاف شأن چنین مراسمی است.

در آغاز این مراسم، سید عباس سجادی که اجرای برنامه را بر عهده داشت، تأکید کرد: خداوند در این غم بزرگ به اهالی موسیقی ‌صبر دهد. ‌بی‌تردید جایگاه جناب استاد جلیل شهناز بر هیچ ‌کس پوشیده نیست، چرا که او هنرمندی است که با ظهور و ورود از مکتب‌ اصفهان‌، زبانی نو از موسیقی اصفهان را ارائه کرد.

سپس حسین علیزاده پیشکسوت تار و سه‌تار در سخنانی اظهار داشت: باید گفت، همه مردم ایران از این رویداد متأثر شده‌اند و ما امروز جمع شده‌ایم تا جاودانگی شهناز را یادآور شویم. شهناز کسی نیست که از یادها برود. در کشور عزیز ما، کسانی هستند که با استاد شهناز خاطره دارند و زندگی‌شان با او گره خورده است. شهناز یکی از با ارزش‌ترین هنرمندانی بود که همیشه الهام بخش زندگی بود.

فیلم: انتقادات جدی علیزاده، فخرالدینی و شاه زیدآبادی

وی افزود: حال که ما احساس خوبی داریم و گمان می‌کنیم ‌همه چیز می‌تواند بهتر و مثبت‌تر از امروز باشد، انتظار داریم رفتن این اساتید ‌از بین ما، تلنگری باشد برای مسئولین تا درک ببیشتری از هنر داشته باشند؛ همان طور که یک گل می‌زنیم و در دنیا افتخار می‌کنیم. شهناز چهره‌ای است که نمی‌توان به آسانی از کنارش گذشت. به مسئولین می‌گویم، ‌ای کاش واکنش بهتری نسبت به این موضوع داشتند. بی‌توجهی به هنرمندان موسیقی از عدم درک نشأت می‌گیرد. ما با هنر شهناز زنده‌ایم و او بین ما خواهد بود.

سپس فرهاد فخر‌الدینی، رهبر سابق ارکستر ملی ایران برای سخنرانی حاضر شد و گفت: به نام بزرگان هنر و به نام کسانی که سوختند و ساختند تا هنر این مملکت را شعله‌ور نگه دارند. بی‌گمان استاد جلیل شهناز، یکی از چهره‌های درخشان موسیقی ماست. او گنجینه‌ای گرانبها از موسیقی ردیف ایران را در دل داشت. ردیف موسیقی ایران مثل خود هنرمندان، همواره با ظلم و ستیز روبه‌رو بوده و بر او بسیار ظلم روا شده و ما این نغمات را که با ظلم پرورش یافته‌اند‌ در دلهایمان داریم.

فخر‌الدینی افزود: بی‌دلیل نیست که موسیقی ایران این همه غمگین است، چرا که این همه ظلم را تحمل کرده و پابرجاست؛ البته این پا برجا بودن موسیقی را مدیون هنرمندان بزرگی چون شهناز هستیم. ما دقیقا نمی‌دانیم که موسیقی از چه کسی به ما ارث رسیده است؛ چرا که همچون ادبیات پشتوانه‌ای مثل حافظ‌، فردوسی‌، سعدی‌، نظامی‌ و ... ندارد. این گنجینه عظیم در دل هنرمندان واقعی مملکت که عاشقانه دنبال موسیقی بوده‌اند، نسل به نسل به ما رسیده است؛ میرزا عبدالله، درویش‌خان‌، علی‌نقی وزیری‌ و ... از این جمله هستند.

فیلم: انتقادات جدی علیزاده، فخرالدینی و شاه زیدآبادی

رهبر ارکستر مهرنوازان در بخش دیگری از سخنانش گفت: اکنون جلیل شهناز این گونه شما را دور یکدیگر جمع کرده است. او گنجینه‌ بزرگی است که با پاسداری این موسیقی را حفظ کرده است. مضراب او ‌روی هر نت از ردیف موسیقی، نشان از عشق دارد. بی‌دلیل نیست که ساز شهناز بر دل شما می‌نشیند، چون راه عاشقی را پیموده است.

این هنرمند همچنین گفت: ای کاش قدر این هنرمندان را بیش از این می‌دانستند. مردم ما هنوز ساز شهناز را به یاد دارند و با آن آشنایند؛ اما چهره او را کمتر دیده‌اند، چون مسئولان در نشان دادن چهره هنرمندان مضایقه می‌کنند.

بخش دیگری از مراسم تشییع پیکر جلیل شهناز به سخنرانی استاد علی‌اصغر شاه‌زیدی اختصاص داشت. این هنرمند پیشکسوت اصفهانی در سخنانی گفت: متأسفانه خیلی‌ها در این چند سال گذشته، نسبت به شهناز کم لطفی کردند.

فیلم: انتقادات جدی علیزاده، فخرالدینی و شاه زیدی

او ادامه داد: سال‌ها پیش خیلی‌ها افتخار می‌کردند که در کنار شهناز باشند‌، با او عکس بگیرند و ... اما در چند سال اخیر، بسیاری از آن آقایان که به کنار شهناز بودن افتخار می‌کردند،‌ هیچ یادی از او نکردند. وقتی که او خداوندگار تار بود، در کنارش بودند و در کنارش عکس گرفتند؛ اما وقتی بیمار شد، از او دست‌گیری نکردند.

همچنین کیومرث شهناز، فرزند این هنرمند مرحوم نیز از مردم برای حضور در مراسم تشکر کرد و گفت: ممنون از شما که به اینجا آمدید و دل ما و‌ اهل هنر را شاد کردید؛ اما باید این موضوع را هم در نظر داشت که قدر هنرمندان را پیش از مر‌گشان بدانیم.

پیش از بخش پایانی نیز استاد شجریان به همراه استاد موسوی ضمن عرض تسلیت، یکی از اشعار حافظ را خواندند و یاد استاد شهناز را گرامی داشتند.

پس از پایان مراسم، پیکر شهنواز موسیقی کشور، استاد جلیل شهناز در میان دوستداران هنر موسیقی کشور تشییع و به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) روانه شد تا در میان دیگر هنرمندان فقید کشورمان برای همیشه آرام بگیرد.

مجلس یادبود استاد جلیل شهناز، روز شنبه یکم تیر ماه در مسجد جامع شهرک غرب از ساعت 18.30 تا 20 برگزار می‌شود.

این فیلم، خلاصه‌ای از مراسم تشییع پیکر استاد جلیل شهناز تا آن میزان است که از سوی حاضران امکان ضبطش فراهم شد، ولی متأسفانه امکان ضبط بخش‌هایی از این مراسم ‌فراهم نشد. توضیح ضروری اینکه علی قمصری، نوازنده جوان موسیقی سنتی ایران، در سوگ استاد دقایقی نواخته که امروز منتشر شده و این بخش نیز در این فیلم گنجانده شده است.

رونمایی از تمبر یادبود «انتخابات ۲۴ خرداد»

حجت‌الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور منتخب ملت، امروز (پنجشنبه) در حاشیه همایش تقدیر از فعالان ستادهای مردمی انتخاباتی خود از تمبر یادبود انتخابات 24 خرداد با عنوان «ملت» رونمایی کرد.

به گزارش فارس، روی این تمبر یادبود عکس «کلید» که نماد انتخاباتی حجت‌الاسلام روحانی بود، قرار دارد.

اهل فرهنگ و هنر چشم امید به رئیس جمهور محبوبشان دکتر روحانی دارند

اگر ما فرهنگ را و هنر را نداشته باشیم نم یتوانیم در مسریر سازندگی قدم برداریم. همه ملت ایران درخواستشان این است که به بخش فرهنگ و هنر توجه بیشتری شود

به گزارش خرداد شهرام ناظری هنرمند پرآوازه کشورمان  امروز در همایش مسئولان ستاد های انتخاباتی رئیس جمهور منتخب ملت با اجرای قطعاتی به هنرنمایی پرداخت و علت حضورش در همایش را حضور پر شور مردم و دانست و گفت: دلیل من از حضورم در این همایش فقط یک مسئله است که مردم دراین انت که خابات شرکت کرده اند و پیروز شده اند.اگر من در چنین مجلسی شرکت می کنم  دلیلش خنده ای است که اکنون بر لبهای شما است.

وی اداد:   اهل فرهنگ  و هنر چشم امید به رئیس جمهور محبوبشان دکتر روحانی دارند، همانطور که به خاتمی داشتند، این قشر از مردم در حال حاضر انتظار دارند به بخش فرهنگ و هنر توجه بیشتری شود.

استاد آواز ایران  با ضروری دانستن نقش هنر همچنین اظهار داشت: اگر ما فرهنگ را و هنر را نداشته باشیم نم یتوانیم در مسریر سازندگی قدم برداریم. همه ملت ایران درخواستشان این است که به بخش فرهنگ و هنر توجه بیشتری شود.

وی در پایان تاکید کرد: امید است به هنرمندان توجه بیشتری صورت گیرد تا شاهد بوجود آمدن افق تازه برای ایران عزیز باشیم.شهرام ناظری که به همراه شاگردانش در همایش تقدیر از مسئولان ستادهای انتخاباتی رئیس جمهور منتخب شرکت کرده بود. استاد آواز سپس چند بیت از مثنوی را با صدایی رسا  به اجرا کرد و مورد استقبال شدید حاضرین در سالن قرار گرفت

آقای‌ شریعتمداری وقت بازنشستگی است

سخنگوی گروه یاری با ابراز تاسف از مواضع روزهای اخیر حسین شریعتمداری تاکید کرد که ۲۴ خرداد ماه مردم به او و هم‌ فکران او «نه» گفتند و او اینک به ملت ایران یک عذرخواهی بزرگ بدهکار است.

به گزارش پایگاه خبری سفیر، بهروز شجاعی اظهار داشت: روزنامه کیهان که در سال‌های اخیر تریبون افراطی‌ترین جریانات سیاسی شده بود و علی رغم سیاست اعلامی از سوی رهبر معظم انقلاب یعنی جذب حداکثری اقدام به دفع حداکثری می‌کرد، این روزها و بعد از کمای دو روزه بار دیگر راه اشتباه خود را در پیش گرفته است. در این چهار سال فضا به گونه‌ای بود که امکان نقد سیاست‌های مخرب کیهان و شخص آقای شریعتمداری فراهم نبوده است اما الحمدالله با پیروزی عقل بر بی‌تدبیری، لبخند بر خشم و اعتدال بر افراط، آرام آرام فضا برای نقد این رفتارها و سیاست‌ها در حال فراهم شدن است.

کاندیدای ائتلاف اصلاح‌طلبان در انتخابات شورای اسلامی تهران، تاکید کرد: « مردم آقای شریعتمداری را به عنوان نماینده ولی فقیه در روزنامه کیهان می‌شناسند و متاسفانه رفتارها و سخنان ایشان در سال‌های اخیر بزرگترین جفا به رهبرانقلاب بوده چرا که ایشان از این جایگاه سوء استفاده کرده و تفکرات غلط خود را از این جایگاه به مردم القا می‌کرده است.»

این کارشناس ارشد روابط بین الملل با اشاره به مواضع روزهای اخیر کیهان تصریح کرد:« انتخاب مردم در روز ۲۴ خرداد مهر تائیدی بر بی‌پایه و اساس بودن بسیاری از تحلیل‌های آقای شریعتمداری در این چهار سال بود، ایشان در این چهار سال تلاش کرد که مردم را به خیر و شر تقسیم بندی کند، اصلاح‌طلبان و بخش قابل توجهی از مردم را یکسره فتنه‌گر و ضدنظام و رهبری بخواند و خود و دوستان خود را دایه مهر‌بان‌تر از مادر برای ملت معرفی کند، حال آنکه رای اکثریت مردم در ۲۴ خرداد «نه» به رفتارها و سیاست‌های کیهان و کیهانیان بوده است.»

سخنگوی گروه یاری افزود:« امروز وقت عذرخواهی آقای شریعتمداری از ملت ایران و کسانی است که به غلط آنها را سران فتنه خوانده و بخش قابل توجهی از حماسه سیاسی رقم خورده مرهون تلاش‌ها و موضع‌گیری‌های همین شخصیت‌های دلسوز نظام است که ایشان آنها را سران فتنه خوانده و می‌خواند. پوچی تحلیل‌های کیهان و شخص آقای شریعتمداری مدت‌هاست به ملت ایران ثابت شده است و رای نامزد مورد حمایت کیهان و کیهانیان خود شاهدی بر این مدعاست، امروز وقت آن رسیده که آقای شریعتمداری قلم بر زمین گذاشته، اعلام بازنشستگی کند و مدتی را به تفکر و تعقل در راهی که در این سال‌ها رفته است بگذراند تا انشالله صراط مستقیم را پیدا کند و از جاده انحرافی بیرون بیاید.»

شجاعی خاطر نشان کرد:« رای مردم به دکتر حسن روحانی رای به اعتدال و عقلانیت بود و بدون شک اصلاح‌طلبان در پیروزی ایشان نقش غیرقابل انکاری داشتند و این موضوع را هر روستایی و شهری و پیر و جوانی می‌داند، منتها تفاوت اصلاح‌طلبان با برخی اصولگرایان این است که امروز دنبال سهم‌خواهی نیستند، امروز مهم‌ترین اولویت، آشتی ملی، وحدت ملی و بسیج همگانی برای آبادانی ایران اسلامی است و در این راه افراطیون جایی ندارند مگر اینکه مسیر اعتدال پیشه کنند و از اشتباهات گذشته درس بگیرند.»

استاد فرهنگ شریف: امضای شهناز در موسیقی ایرانی ماندگار است

فرهنگ شریف در گفتگو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی موسیقی ایران، با بیان این مطلب گفت: افسوس و صد افسوس كه استاد جلیل شهناز از میان ما رفت؛ و صد حیف كه در این دهه پایانی عمر پر بار شهناز، به دلیل بیماری اش نتوانستیم از توانایی های او بهره بیشتری ببریم. این استاد پیشكسوت تار در ادامه افزود: سابقه آشنایی من با استاد جلیل شهناز به سال های بسیار دور و زمانی كه طی مسافرتی به اصفهان رفته بودم باز می گردد. در آن زمان پرویز یاحقی حدود 10 – 11 سال داشت و در مجلسی كه مرتضی خان ورزی برادر ابوالحسن خان ورزی برایمان ویلن می زد من و جلیل شهناز هم برای اولین بار با یكدیگر آشنا شدیم.وی همچنین عنوان كرد: خوب به خاطر دارم خدا بیامرز پرویز یاحقی با همان سن و سال كم اش و با خجالت بسیار زیاد از جمع اجازه گرفت كه كمی ویلن بنوازد؛ وقتی اجرایش تمام شد مرتضی خان ورزی كه بسیار تحت تاثیر قرار گرفته بود گفت وقتی این اجرا را دیدم دیگر ویلن نخواهم زد و از این به بعد كمانچه می زنم. جلیل شهناز هم در آن جلسه بسیار خوشحال بود كه چنین هنرنمایی جالبی را از یك كودك با این سن و سال كم می بیند. فرهنگ شریف ادامه داد: بعد از آن جلسه رابطه من با جلیل شهناز ادامه پیدا كرد و هر زمان كه شهناز به همراه استاد تاج و استاد كسایی از اصفهان به تهران می آمدند تا قطعاتی را ضبط كنند با هم در ارتباط بودیم. بعدها هم كه به تهران نقل مكان كرد دوستی مان نیز صمیمی تر شد. این موسیقیدان گفت: اشاره به چند نكته در مورد توانایی های استاد جلیل شهناز ضروری است؛ اول اینكه نواختن سازهای ایرانی به خصوص تار، توانایی بالایی می خواهد كه رسیدن به این توانایی ها نیازمند تمرینات مدام و بسیاری است تا هم از نظر صدا دهی و گرمی پنجه نوازنده به حد مطلوبی برسد. جلیل شهناز این پروسه را به خوبی طی كرده بود.وی همچنین عنوان كرد: در موسیقی ایرانی هر دستگاه و آوازی حالت ها و ویژگی هایی دارد كه نوازنده برای رسیدن به آنها باید سال ها وقت بگذارد و رسیدن به اجرای این حالت ها تنها با تمرین بر روی نت ها و كتاب های آموزشی میسر نمی شود. از جمله ویژگی های استاد شهناز این بود كه ایشان در این زمینه به حد اعلای توانایی رسیده بودند و این حالت ها را به اصیل ترین شكل اش اجرا می كرد.فرهنگ شریف در ادامه افزود: موسیقی علاوه بر پشت كار و تمرین بسیار زیاد، نیازمند استعداد ژنتیكی نیز هست و استاد شهناز هم جزو آن دسته از موزیسین هایی بود كه از نظر ژنتیكی دارای استعداد بالایی بود كه به خوبی پرورش یافته بود.این استاد تارنوازی كشورمان گفت: از دیگر ویژگی های استاد شهناز صاحب سبك شدنشان بود ؛ نوازندگان بسیاری در هر دوره زمانی پا به عرصه می گذارند كه تنها عده معدودی از آنها به عنوان تكنواز و بداهه نواز مطرح می شوند. از این تعداد معدود نیز تنها عده انگشت شماری می توانند سبكی ایجاد كنند و اصطلاحا صاحب سبك شوند.وی عنوان كرد: صاحب سبك بودن یعنی اینكه وقتی شما لحظاتی از اجرای یك نوازنده را می شنوید بلافاصله از روی نوع مضراب زدن ها، جمله بندی ها، آكسان گذاری ها و سایر ویژگی های نوازندگی اش تشخیص می دهید این صدای ساز فلان نوازنده است. استاد فرهنگ شریف ادامه داد: استاد جلیل شهناز نیز جزو همین انگشت شمار نوازندگانی محسوب می شود كه سیر حركتی اش طی سال های گذشته به جایی رسید كه توانست سبكی منحصر به خودش داشته باشد و از این منظر شهناز دارای جایگاه ویژه ای در موسیقی ایرانی است. این استاد پیشكسوت تارنوازی گفت: نوازنده صاحب سبك، جملات سازی كه تجانس دارند را در فضایی كه آفریده خود اوست با نگاه زیباشناسانه شخصی اش اجرا می كند و امضای خود را با چنین اجرایی در موسیقی به یادگار می گذارد. وقتی نگاهی به آثار جلیل شهناز می اندازیم می بینیم كه امضای شهناز در موسیقی ایران مشخص و ماندگار است.وی عنوان كرد: یكی دیگر از نكاتی كه باید در ویژگی های استاد جلیل شهناز مد نظر قرار گیرد توانایی بداهه نوازی ایشان است. در بداهه نوازی، نوازنده با توجه به حس و حال آنی خود، موسیقی را اجرا می كند كه تا به آن زمان ننواخته و محصول همان لحظه است. بداهه نوازی نیز نیازمند آن است كه نوازنده به سطح بالایی از اجرا دست پیدا كرده باشد و استاد شهناز به این سطح از نوازندگی نیز رسیده بودند.

مظلومیت جلیل شهناز در موسیقی ایران

جلیل شهناز سالها در عرصۀ موسیقی ایران استادی بلامنازع بود، جایگاهی که بعید به نظر می رسد کسی بتواند به آن دست یابد. مضراب های دلنشین و چهارمضراب‌های منحصر به فردش هیچگاه از یادها نخواهد رفت، با این همه و با کمال تاسف در چند دهۀ اخیر شاهد برخی بی مهری ها و تلاش برای دست کم گرفتن او و هنر بی بدیلش بوده ایم.

در ادامه نگارنده به گوشه ای از این کارها اشاره می کند و قضاوت را به خوانندگان وا می گذارد. بدیهی است که در بزرگی و استادی بعضی از کسانی که نام برده ام تردیدی نیست، و این نوشته به هیچ روی اسائۀ ادب به آن بزرگان نیست. برای من که از کودکی عاشق و پیگیر جلیل شهناز بودم بعضی ازین کم لطفی ها و گاه ، غرض ورزی ها، بسیار گران تمام می شد. 

هرچند شهناز کسی نبود که کم ترین اعتنائی به این حاشیه ها داشه باشد. او _برخلاف بسیاری از هنرمندان فعلی_ فقط ساز زده و همیشه از حواشی و جنجال و اظهار نظر های ناآگاهانه ، به دور بوده است و البته هیچ‌گاه به دنبال مرید پروری و جریان سازی و هیاهو نبود. ولی این مسئله ، گاه موجب سوء استفادۀ بعضی، شده است و اشارۀ من در این نوشتار به همین کم لطفی هاست؛

در سال ۷۰ گروه عارف اثری به نام " مژدۀ بهار" منتشر کردند و در جلد اثر، پس از ذکر « ارج و منزلت اعزه ای که نگهدار موسیقی چندصدساله بوده اند و نیز باعث آرایش و پیرایش آن »، از این افراد تشکر کرده و در ادامه نوشته اند؛

این نوار ناچیز را به استاد احمد عبادی- استاد حسن کسایی- استاد اصغر بهاری- استاد فرامرزپایور- استاد حشمت سنجری- استاد حسین دهلوی- استاد محمدتقی مسعودیه- استاد داریوش صفوت- استادحسن کامکار- استاد علی تجویدی- استادفرهادفخرالدینی- استاد فریدون ناصری و استاد حبیب الله بدیعی تقدیم می داریم».

و البته برای من همیشه جای تعجب بود که ، چه معیاری می تواند ، اسم جلیل شهناز را از این فهرست حذف کند؟

حسین علیزاده، در اواسط دهۀ هفتاد، چند آلبوم تکنوازی منتشر کرد.( کنسرت نوا، کنسرت همایون و...) . وی در عطف جلد هریک از این مجموعه ها، مطلبی دربارۀ موسیقی ایرانی و بداهه نوازی منتشر می کرد.( این مطلب ثابت بود و درجلد همۀ آن چند اثر تکرار می شد). در یکی از بندهای این نوشته ، چنین آمده بود؛

"از شیوه های مختلف بداهه نوازی که با الهام اصولی و مبتکرانه از ردیف به دست استادان بداهه نواز ارائه شده ، شیوۀ استادانی چون حبیب سماعی، علی اکبرخان شهنازی، ابولحسن صبا، حسن کسائی، فرامرزپایور، اصغربهاری، جلیل شهناز ، محمدرضالطفی و...است که در نوع خود حائز اهمیت و توجه خاص است"

در این نوشته، چند نکته جالب توجه است؛ یکی این که اصلاً مطالب مضبوط و موجود از حبیب سماعی آن قدر نیست که بخواهیم دربارۀ شیوه و استادی «بداهه نوازی» او اظهار نظر کنیم. دوم این که در این فهرست علی اکبرخان شهنازی که اکثر قطعات ایشان ردیف و قطعات از پیش ساخته شده است(وصد البته بسیار زیبا)، جزو بداهه نوازان آمده اند، ولی احمدعبادی، از این میانه غائب است! و مطلب سوم این که نام جلیل شهناز در بداهه نوازی، پس از فرامز پایور و اصغر بهاری می آید( این فهرست، نه الفبائی است و نه به ترتیب سنی، چون پایور و کسائی از شهناز کوچک ترند) برای روشن شدن موضوع ذکر دونکته بد نیست. 

یکی خاطره ای که آقای اصغر شاهزیدی تعریف می کردند؛ ایشان می گفتند درمحفلی که پایور و شهناز حضور داشته اند، این دو بزرگوار شروع به بداهه نوازی می کنند، و استادپایور بعد از حدود پنج دقیقه مضراب ها را به آرامی ،کنار می گذارند و مابقی مجلس، دست به سینه، فقط به ساز شهناز گوش می دهند.

و دیگر شاهد حاضر، آلبوم «آوای جان» است؛ در یکی از قطعات شهناز و بهاری با هم ساز(بیات ترک) می زنند. این اثر در بازار موجود است و شنوندگان می توانند خود ناظر سطح بداهه نوازی این دو باشند و ببینند که استاد بهاری عملاً بعد از چند دقیقه ، فقط گاهی «آکورد» می زنند و مابقی، کنار کشیده اند و حتی گاه جملات خود را ناتمام رها می کنند.

مشخص نیست با چه معیاری نام شهناز در این فهرست، یکی مانده به آخر می آورد؟ نگارنده خود از دوستدارن علیزاده و هنر او است و نیک می داند که ایشان چقدر با دیگر موزیسین های ما متفاوت است و سطح کار او کم نظیر است. ولی از سوی دیگر نمی توان به خاطر این علاقه ، حقیقت را نادیده گرفت.

ارشد تهماسبی،صد رِنگ ایرانی را در کتابی با عنوان "صد رَنگ رِنگ" در سال ۷۶ منتشر کرد. و در مقدمه آن را «جُنگی از این فرم زیبای موسیقی ایرانی» نامید. (تهماسبی ، ۱۳۷۶:۷)۱ ولی با وجود آن که کسایی و شهناز از نام آوران خلق رِنگ هستند ، حتی یک رِنگ هم از این دو بزرگوار در این کتاب نیاورده است.واقعاً رِنگ های این دو نفر در حد هیچ یک از صد رِنگ برتر موسیقی ایرانی نبود؟ (البته اگر ایشان، اقدامی برای چاپ نت این رنگ ها در کتابشان کرده اند، و با مخالفت این بزرگان روبه رو شده اند، نگارنده بی خبر است)

در دهۀ پنجاه شمسی هم، فیلم مستندی از بزرگان موسیقی ایران تهیه شد، که در آن اکثر این بزرگان، به تحولی که در نوع نوازندگی ساز تخصصی شان ایجاد کرده بودند، اشاره می کردند. عبادی ، کسایی ، بهاری ، پایور ، تهرانی، هریک با ارائۀ نمونه هائی نشان می دهند که تفاوت سبک جدید، با سبک قدما در چه نکاتی است و نقش خودشان را در این تحولات نشان می دهند. این فیلم سند تصویری بسیار ارزشمندی است ، ولی در همان فیلم هم باز جلیل شهناز، حضور ندارد، با وجود اینکه شهناز یکی از نوازندگانِ شاخصی بود که تحولات زیادی در نوازندگی تار ایجاد کرد. اگر این حذف ، عمدی باشد، جای تأمل فراوان دارد.

یا، جناب میر علینقی در "دانشنامۀ جهان اسلام " در ذیل مدخل "تار" ، «مطرح ترین شیوه های تارنوازی در قرن حاضر» را به چهار گروه تقسیم کرده اند؛ ۱- شیوۀ سنتی دورۀ قاجار ۲- شیوۀ سنتی با اندکی گرایش متجددانه ۳-شیوۀ مدرسه ای ۴- «شیوۀ مبتنی بر بیان سنتی اما نازلتر از شیوۀ مکتب فراهانی که در اصفهان ، خانوادۀ شهناز (شعبان و جلیل و حسین ) و در تهران ، شکرالله قهرمانی و بعدها عبدالحسین شهنازی و لطف الله مجد و فرهنگ شریف ، نمونه های آن به شمار می آمده اند »(میرعلینقی ،۱۳۸۰: ۹۳).۲

جالب است که ایشان شعبان خان شهناز (پدر استاد) ، را که ساز اصلیش سنتور بوده است ، به عنوان نوازندۀ تار ذکر می کنند ولی از علی شهناز ، که آثار ضبط شده نیز دارند ، نام نبرده اند.۳ ولی ازین بدتر ، اظهار نظر بعدی ایشان است که نوازندگی این بزرگان را «نازلتر از شیوۀ فراهان» دانسته اند. این صحبت شاید دربارۀ نفر پایانی صحیح باشد ولی دربارۀ افراد قبلی بی انصافی محض است. متأسفانه بسیاری مسایل در موسیقی ما طبقه بندی نشده و این، موجب آمیختن دوغ و دوشاب می¬شود. مثلاً در خود برنامۀ گل ها نیز چنین التباسی رخ داده ؛ "گل ها" به عنوان یک کلیت و یک مجموعۀ یکدست دیده شده است. کدام منتقد منصفی است که تکنوازی های امثال عبادی و مجد و کسایی و شهناز و محجوبی را با بعضی قطعات ویولن یا همنوازی های کسالت آور همان برنامه در یک ردیف بداند؟ ولی مسئله اینجاست که عده ای می خواهند تار شهناز را هم عرض تار شریف و حافظی و تاکستانی و...بگذارند. البته این نوازندگان نیز در کار خود خوبند ، ولی همشأن شهناز نیستند.
این کم لطفی ها درکارهای آقای لطفی هم کم نیست. ایشان مرتباً در "کتاب سال شیدا" مطلب می نویسند. کسانی که با این نوشته ها آشنا هستند ، اصطلاحات " استاد" و نیز " استاد کامل" را شنیده اند.یعنی بر طبق دسته بندی ای که گویا، فقط خودشان بر منطق آن اشراف دارند، به بعضی ، استاد و برخی " استادکامل" می گویند.(گویا ریشۀ این اصطلاح با نظام های تصوف و اصطلاحاتی چون "مرشد کامل "مرتبط است) در همین کتاب نوشته اند ؛
« به خاطر دارم در سنین جوانی افتخار همکاری با دو استاد برجستۀ معاصر را پیدا کردم که یکی از آن ها استاد کامل حضرت تاج اصفهانی بود و دیگری استاد کامل جناب حسن کسایی.استادان تاج و کسایی دوست داشتند که تنگستانی یا تنگسیری را که دو گوشۀ بومی منطقۀ فارسی است و در ردیف رسمی ما وجود ندارد با همان لهجۀ بومی بخوانند و بنوازند. هنگامی که من خواستم با شیوۀ موسیقی رسمی جواب آواز ایشان را بدهم مقدور نبودچرا که حضرت تاج عیناً موسیقی و شعر بومی همان منطقه را می خواندند و من برای آن که بتوانم جواب استاد تاج را بدهم، ضرورتاً مجبور بودم صداهای دیگری از کاسۀ تار در آورم که با مکتبی که من دنبال می کردم مغایر بود. به همین دلیل ترجیح دادم در این برنامه کوتاه تر ساز بنوازم. اما اگر این اجرا را هنرمندگرامی جلیل شهناز می نواخت مسلماً آن را با کیفیت و حالت طبیعی این گوشه اجرا می کرد، چرا که تارنوازان اصفهانی و شیرازی از ناله های عرضی و طولی که به وسیلۀ خرک و کشش انگشت روی دستۀ ساز تولید می شود ، استفاده می کنند و چون بومی آن دیار نیز هستند این کار برایشان مطبوع تر و راحت تر می بود(کذا!)»( لطفی ،۱۳۷۸: ۲۲۵). ۴
دو نکته برای بنده در این مطلب آموزنده است؛ یکی این که در کنار آن " استادان کامل " ، جلیل شهناز ، " هنرمند گرامی" است!
دوم این که نوازندگی این " هنرمند گرامی" به درد گوشه های" بومی" بعضی مناطق می خورد. ولی ایشان، شأن نوازندگیشان "موسیقی رسمی" است. که " ناله های عرضی و طولی " در آن راه ندارد!
البته ایشان در جایی دیگر ، نشانی دقیق تری برای مشخصات نوازندگان شیرازی ،_که همردیف نوازندگان اصفهانند _ ذکر کرده اند.ایشان در مقالۀ "مطرب و مطربی در ایران" می نویسند؛ «شیراز.....یکی از مراکز مهم مطربان یهودی بود و تا این اواخر هنوز هم سنت این هنز ، قوام و دوام¬داشت»(لطفی،۱۳۷۷: ۱۹۲). ۵¬این "پازل" را این بخش تکمیل می کند؛ «از اساتید نامدار موسیقی رسمی ، که پیرو این شیوه بودند، می توان از شکرالله خان قهرمانی ...و عبدالحسین خان شهنازی فرزند میرزاحسینقلی _که راه پدر را دنبال نکرد و به سوی شیوۀ مطربی که سوخته تر بود، روی آورد_ یادکرد(همان ،۱۹۶) جالب است که استاد شهناز دربارۀ عبدالحسین خان می گوید؛ «نوازندگی تار به ایشان ختم شده »(شهناز ،۱۳۷۰: ۲۲) ۶ جناب لطفی درجای دیگر دربارۀ "ناله های عرضی" که در ساز ایشان نیست و در ساز شهناز هست بیشتر توضیح می دهد۷؛
« روزی استاد کامل عبدالله دوامی برایم چنین روایت کرد که " روزی به میرزا حسینقلی گفتم : بَبَم جان شما چرا مانند شکرالله خان از ناله های عرضی استفاده نمی کنید.استاد فرمودند: کسانی که مضراب ندارند این کاررا می کنند به اضافه موسیقی ما نباید از لباس فاخر خودبیرون آیدو باید هنری باقی بماند".روزی دیگر درخدمت استاد کامل نور علی برومند بودم و از ایشان سوأل کردم که موسیقی ایرانی را چگونه می توان توصیف کرد. ایشان فرمودند که موسیقی ایرانی باید (فاخر) باشد. کلمۀ فاخرکه هم میرزاحسینقلی و هم برومندازآن استفاده می کنند چیزی جز رسمی بودن یعنی وزین بودن معنی نمی دهد»(لطفی،۱۳۷۸: ۲۲۷) ۸

برای این که خوانندگان فکر نکنند ، این مطالب و القاب اتفاقی است می توانید به مجموعۀ این کتاب ها مراجعه کنید تا تکرار این القاب ، شبهۀ اتفاقی بودنشان را از بین ببرد. هم ایشان در بخش دیگری ازین کتاب نوشته اند ؛
«مکتب اصفهان که بنیاد آن بر آواز و نی و تا حدودی کمانچه استوار است از سابقۀ دیرینه ای برخوردار است» ( همان ،۲۲۲) ایشان در ادامه نوشته اند که ؛ در این شهر "استادان کاملی" چون ؛ نایب اسدالله ، نوایی ، یاوری ، سید رحیم، طاهرزاده ،ادیب ، تاج ، کسایی و "هنرمندان بزرگی" چون علی و حسین و جلیل شهناز بوجود آمده اند.
من نمی دانم کدام معیار هنری می تواند ، یاوری و نوایی را " استاد کامل" بنامد ، ولی جلیل شهناز را " هنرمند بزرگ" ؟ البته وقتی ایشان بنیاد مکتب اصفهان را بر "کمانچه" بدانند ولی به سابقۀ تار نوازی اصفهان اشاره نکنند ، پیداست که چقدر انصاف علمی بر این نوشته حاکم است . چطور مکتب اصفهان با جود نوازندگانی چون رضاخان باشی، غضنفری، عبدالحسین برازنده ،اکبرخان نوروزی (همان که ایشان بارها به غلط او را "نوروزخان" نامیده اند)، عباس سروری ، و حسین و علی و جلیل شهناز و... در تار ، "سابقۀ دیرینه " ندارد ولی "تا حدودی بر کمانچه" استوار است؟(پانویس۱۰) البته ایشان در جای دیگر صراحتاً نوشته اند که « در اصفهان سنت نواختن تار و سه تار ضعیف است»(لطفی، ۱۳۸۱: ۵۲)(پانویس۱۱) البته می‌توان گفت که ،اصفهان در سه تار "سنت" خاصی ندارد ولی آیا از این نوشته ها غیر از تلاش برای محو آثار رقیب ، برداشت دیگری می توان کرد؟

بنده اصلاً با نقد و اظهار نظر آزادانه مخالف (حتی دربارۀ بزرگ ترین موسیقی دانان) نیستم. ولی این که برای منافع یا مشکلات شخصی ، حقایق را کتمان کنیم ، کار بدیست. بسیاری از یاد نبرده اند که جلیل شهناز در دهه های۶۰ و ۷۰ و۸۰ به دلیل نیاز های مالی با خوانندگان درجه سه همکاری کرد (و شاید همین کار، عده ای را برای این توهین ها جسورتر کرد) و حتی یکی از استادان آن روز دربارۀ عدم تفاوت ساز شهناز و مطرب های سه راه سیروس صحبت می کرد.(البته این بزرگوار در سالهای بعد، به حق ، تجیل های فراوان از هنر ایشان کرد، و تا حدودی جبران مافات نمود)
البته علی رغم همۀ این شانتاژها و جوسازی‌ها زمان، بهترین قاضی است و به قول فروغ می‌تواند" بر تباهی اجساد ما قضاوت کند".این، زمان است که می فهمد چه کسانی نمک خورده اند و نمکدان شکسته اند ؛ در "دانشنامۀ دانش گستر" که اخیراً به چاپ رسیده است در ذیل مدخل شهناز پس از توصیف ساز شهناز، چنین آمده است ؛ « مهارت در جواب آواز، استخراج صدای خوش از همۀ مناطق صوتی تار، تنوع مضراب ها، خلاقیت در جمله پردازی و ضربی نوازی، از اختصاصات هنربداهه نوازی جلیل شهناز است که بسیاری از نوازندگان نسل های بعد، از جمله محمدرضا لطفی و شهرام میرجلالی، از آن تقلید کرده اند».(دانشنامۀ دانش گستر،۱۳۸۹: ج۱۰ ص۶۸۴) (پانویس۱۲)من نمی دانم این مدخل دقیقاً توسط چه کسی نوشته شده است ولی نویسنده ،الحق خوب فهمیده است که مقلدان شهناز چه کسانی هستند.العبد یُدبِّر و الله یُقَدِّر!(بنده تدبیر می کند، و خدای تقدیر!)

محمدرضا ضیاء 
////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////// 
پانویس؛
۱. تهماسبی ، ارشد (۱۳۷۶) ،صدرنگ رنگ .تهران:ماهور.

۲. میرعلیتقی،علیرضا،( ۱۳۸۰ ) «تار» ، در دانشنامۀ جهان اسلام. ج ۴، صص ۹۲-۹۳ .تهران : بنیاد دانشنامۀ جهان اسلام. 
۳. البته پرداختن به این قبیل اشتباهات ایشان ،خود می تواند موضوع مقاله ای باشد ، از جمله ایشان در همین دانشنامه، در ذیل مدخل "تاج اصفهانی" از "حسین شاهزیدی" نام برده اند(همان،۳۹) در حالی که منظورشان "علی اصغرشاهزیدی" خوانندۀ آثاری چون ؛"چرخ گردون " و "سروش آسمانی" است. این سهو را ایشان در جای دیگری نیز مرتکب شده اند که اکنون منبع آن در ذهنم نیست. ولی بسی مایۀ افسوس است که در "دانشنامۀ جهان اسلام" که بناست تا سال ها منبعی معتبر برای محققان باشد ، چنین اشتباهاتی رخ دهد.
۴. لطفی،محمدرضا. (۱۳۷۸) سومین کتاب سال شیدا، تهران: کتاب خورشید.
۵. لطفی،محمدرضا. (۱۳۷۷) دومین کتاب سال شیدا، تهران: کتاب خورشید. 
۶.¬شهناز،جلیل. « جلیل شهناز: جانمایۀ موسیقی ما عشق و اخلاص است»، ادبستان، سال ۲،شمارۀ۲۲،مهر ۱۳۷۰،صص۲۶_۳۰.
۷. ایشان در صفحۀ ۲۷۶ بار دیگر دربارۀ "مضراب های ناله ای" و استفادۀ "هنرمندگرامی جلیل شهناز " ازین تکنیک توضیح داده اند.
۸. نکتۀ جالب توجه دیگر، اصطلاح موسیقی فاخر است که ورد زبان وزیرقبلی ارشاد بود .
۹البته شاید ایشان نمی دانسته اند که غلامرضا سارنج (مشهورترین کمانچه نواز اصفهانی) نیز،داماد خانوادۀ شهناز است ، وگرنه "بنیاد مکتب اصفهان" را از روی کمانچه هم بر می داشتند!

۱۰ لطفی،محمدرضا. (۱۳۸۱) پنجمین کتاب سال شیدا، تهران: کتاب خورشید.

۱۱.دانشنامۀ دانش گستر.(۱۳۸۹) زیرنظرعلی رامین، کامران فانی ، محمد علی سادات. تهران:مؤسسۀ علمی فرهنگی دانش گستر.

پیکر استاد «جلیل شهناز» در خانه ابدی آرام گرفت

آیین تشییع پیکر زنده‌یاد «جلیل شهناز» صبح امروز - سی‌ام خرداد - با حضور اساتید و پیشکسوتان موسیقی از مقابل تالار وحدت برگزار شد.

به گزارش خبرنگار بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، جمعیت نسبتا زیادی صبح امروز - پنجشنبه - برای بدرقه ابدی شهنواز تار ایران به سوی قطعه هنرمندان در مقابل تالار وحدت حاضر شده بودند و تجمع زیاد، آیین تشییع را دچار مشکل کرد.

سید عباس سجادی که اجرای برنامه را برعهده داشت، از مردم درخواست کرد تا کمی با خانواده عزادار همکاری کرده و مسیر را خلوت کنند، اما جمعیت زیاد تا حدی برنامه را به تعویق انداخت.

سجادی در سخنانی مطرح کرد: خداوند در این غم بزرگ به اهالی موسیقی اعطای صبر کند. ‌بی‌تردید جایگاه جناب استاد جلیل شهناز بر هیچ‌کس پوشیده نیست، چرا که او هنرمندی است که با ظهور و ورود از مکتب‌ اصفهان‌، زبانی نو از موسیقی اصفهان را ارائه داد.

سپس حسین علیزاده در سخنانی اظهار کرد: باید گفت که تمام مردم ایران از این رویداد متاثر شده‌اند و ما اینجا جمع شده‌ایم که جاودانگی شهناز را یادآور شویم. شهناز کسی نیست که از بین ما برود.

نوازنده پیشکسوت تار و سه‌تار اضافه کرد: در کشور عزیز ما کسانی هستند که با استاد شهناز خاطره دارند و زندگی‌شان با او گره خورده است. شهناز از با ارزش‌ترین هنرمندان میان ما بود و الهام‌بخش زندگی محسوب می‌شد.

وی افزود: ما احساس خوبی داریم و فکر می‌کنیم که اوضاع موسیقی بهتر می‌شود. انتظار داریم این اساتید که از بین ما می‌روند، تلنگری باشد برای مسئولین که درک بهتری از این اساتید داشته باشند.

علیزاده یادآور شد: شهناز چهره‌ای است که نمی‌توان به راحتی از کنارش گذشت و به مسئولین می‌گویم که ای کاش عکس‌العمل بهتری نسبت به این موضوع داشتیم. مسئولان باید برای شهناز بیشتر از این‌ها واکنش نشان می‌دادند. بی‌توجهی به هنرمندان موسیقی از عدم درک نشات می‌گیرد. ما با هنر شهناز زنده‌ایم و او بین ما خواهد بود.

سپس فرهاد فخر‌الدینی برای سخنرانی حاضر شد و گفت: به نام بزرگان هنر و به نام کسانی که سوختند و ساختند تا هنر این مملکت را شعله‌ور نگه دارند.

رهبر سابق ارکستر ملی ایران با بیان تسلیت افزود: بدون شک استاد جلیل شهناز یکی از چهره‌های درخشان موسیقی ماست. او گنجینه‌ای گران‌بها از موسیقی ردیف ایران را در دل داشت.

فخر‌الدینی افزود: بی‌دلیل نیست که موسیقی ایران این همه غم‌گین است، این پا برجا بودن موسیقی را مدیون هنرمندان بزرگی چون شهناز هستیم. ما دقیقا نمی‌دانیم که موسیقی از چه کسی به ما ارث رسیده است؛ چرا که همچون ادبیات پشتوانه‌ای مثل حافظ‌، فردوسی‌، سعدی‌، نظامی‌ و ... ندارد.

وی در همین رابطه گفت: این گنیجنه عظیم در دل هنرمندان واقعی مملکت که عاشقانه دنبال موسیقی بوده‌اند، نسل به نسل به ما رسیده است. میرزا عبدالله، درویش‌خان‌، علی‌نقی وزیری‌ و ... از این جمله هستند.

رهبر ارکستر مهرنوازان در بخش دیگری از سخنانش گفت: اکنون جلیل شهناز اینگونه شما را دور یکدیگر جمع کرده است. او گنجینه‌ عظیمی است که با پاسداری این موسیقی را حفظ کرده است. مضراب او بر روی هر نت از ردیف موسیقی نشان از عشق دارد. بی‌دلیل نیست که ساز شهناز بر دل شما می‌نشیند چون راه عاشقی را پیموده است.

این هنرمند همچنین اظهار کرد: ای کاش قدر این هنرمندان را بیش از این می‌دانستند. مردم ما هنوز ساز شهناز را به خاطر دارند و با آن آشنا هستند. اما چهره او را کمتر دیده‌اند، چون مسئولان در نشان دادن چهره هنرمندان مضایقه می‌کنند.

در بخش دیگری از این مراسم استاد آواز ایران در سخنانی گفت: از شما عزیزان که اینگونه با عشق و دلتان پیکر این استاد را بدرقه کردید، سپاسگزاری می‌کنم.

محمدرضا شجریان با تسلیت این رویداد تاسف برانگیز اضافه کرد: از شما درخواست می‌کنم که تا پایان مراسم خاکسپاری در کنار استاد جلیل شهناز باشید تا همه ببینند که مردم به هنرمندان کشورشان پایبند هستند. البته خودم از حضور تا پایان مراسم صرف‌نظر می‌کنم، چرا که احساس می‌کنم نظم مراسم به هم می‌خورد.

سپس محمد موسوی - نوازنده پیشکسوت نی - در کنار شجریان قرار گرفت و استاد آواز ایران نیز قطعه‌ای را با مطلع «یاران موافق همه از دست شدند» خواند.

بخش دیگری از مراسم تشییع پیکر جلیل شهناز به سخنرانی علی‌اصغر شاه‌زیدی اختصاص داشت. این هنرمند پیشکسوت اصفهانی در سخنانی گفت: متاسفانه خیلی‌ها در این چند سال گذشته نسبت به شهناز کم لطفی کردند.

او ادامه داد: سال‌ها پیش خیلی‌ها افتخار می‌کردند که در کنار شهناز باشند‌، با او عکس بگیرند و ... اما در چند سال اخیر بسیاری از آن آقایان که به کنار شهناز بودن افتخار می‌کردند،‌ هیچ یادی از او نکردند.

شاه‌زیدی تاکید کرد: وقتی که او خداوندگار تار بود، در کنارش بودند و در کنارش عکس گرفتند؛ اما وقتی بیمار شد از او دست‌گیری نکردند.

همچنین کیومرث شهناز - فرزند این هنرمند مرحوم - نیز از مردم برای حضور در مراسم تشکر کرد و گفت: ممنون از شما که به اینجا آمدید و دل ما و دل اهل هنر را شاد کردید. اما باید این موضوع را هم در نظر داشت که قدر هنرمندان را قبل از مر‌گ‌شان بدانیم.

در حاشیه مراسم:

*‌ مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد جلیل شهناز با حضور گسترده‌ علاقه‌مندان به این هنرمند همراه بود، اما در بسیاری از مواقع با دست‌اندرکاران مراسم همراهی لازم را انجام نمی‌دادند و باعث ناراحتی خانواده زنده‌یاد شهناز و اختلال در روند مراسم می‌شدند.

* حضور استاد آواز ایران در آیین تشییع پیکر خوشحالی حاضران را در پی داشت که آنها با دست و سوت خوشحالی خود را ابراز می‌کردند، در حالیکه پیکر جلیل شهناز در مقابل آنها قرار داشت و دست و سوت در شآن مراسم شهنواز تار ایران نبود.

* این علاقه‌ مندان در حین سخنرانی محمدرضا شجریان از او تقاضای آهنگ درخواستی داشتند و می‌گفتند که «استاد ربنا بخوان». در پایان سخنان این هنرمند نیز مردم با شعار «استاد دوست داریم» شجریان را بدرقه کردند.

تشییع پیکر استاد" جلیل شهناز"

محقق داماد خبر پذیرش سمت‌های اجرایی را تکذیب کرد/به کسوت معلمی مباهات می‌ ورزم

آیت‌الله محقق داماد در پاسخ به پرسشی درباره گمانه‌ زنی‌ها مبنی بر پذیرش سمت‌ های اجرایی در دولت آتی، ضمن تبریک به رییس‌ جمهور منتخب و آرزوی موفقیت برای دولت جدید، این خبر را تکذیب کرد.

به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، این استاد حوزه و دانشگاه اظهار کرد: همچنان به کسوت معلمی مباهات می‌ورزم و تحقیق و تفقه و تعلیم را وظیفه شرعی خود می‌دانم و ضمن تشکر از ارباب رسانه، انتظار دارم از انتشار اخبار ضعیف و غیرموثق اجتناب ورزند.

عکس/ خسرو شکیبایی درسال 1336

اسباب کشی مجلسی ها از بهارستان به ساختمان قدیم

روزنو-شنیده‌ها حاکی از آن  است که جلسات صحن مجلس شورای اسلامی پس از پایان تعطیلات نمایندگان، به ساختمان قدیمی مجلس که اکنون در اختیار مجلس خبرگان رهبری است منتقل خواهد شد. هنوز دلیل این موضوع مشخص نیست.

اجرای زنده شهرام ناظری در همایش ستاد حسن روحانی

 شهرام ناظری در هپایش ستادهای انتخاباتی حسن روحانی حضور یافت.

به گزارش روزنو،شهرام ناظری با حضور در همایش ستادهتی انتخاباتی روحانی قطعاتی را به صورت زنده به همراه گروهش برای حاضران اجرا کرد.

ناظری در ادامه گفت که دلیل حضور من در این جلسه بعد از 30 سال این بود شادی و امید را در چشم مردم کشورم دیدم و امیدوارم دکتر روحانی هم همچون اقای خاتمی توجه ویژه ای به فرهنگ کند.

محرومیت اسطوره فوتبال به خاطر دیدار با خواننده لس آنجلسی!

روزنو- خداداد عزیزی اسطوره سابق تیم ملی در سفر تیم ملی به دوحه قطر ملی پوشان را همراهی کرد تا در این بازی حساس بتواند با حضور در کنار ملی‌پوشان به بازیکنان تیم ملی روحیه بدهد. راهکاری که البته نتیجه بخش بود و تیم ملی توانست در دوحه قطر را شکست دهد تا برای حضور در جام جهانی امیدوار شود. از هیمن رو پیش بینی می شد که عزیزی در سفر تیم ملی به اولسان کره جنوبی نیز دوباره تیم ملی را همراهی کند اما ظاهرا اتفاقاتی که در زمان حضور عزیزی در دوحه رخ داده بود، سبب شد تا مسئولان فدراسیون قید عزیزی را بزنند. ظاهرا عزیزی در این سفر با یکی از خوانندگاتن لس آنجلسی دیدار کرده و حتی عکسی به یادگار گرفته و آن عکس را در پیج شخصی‌اش در یکی از شبکه های اجتماعی قرار داده است! اتفاقاتی که تذکر حراست وزارت ورزش را به همراه داشت تا فدراسیونی ها قید عزیزی را برای سفر به کره بزنند!

24 گزینه روحانی برای دولت یازدهم

پویش مردمی اصلاحات و اصلاح طلبان 1392 - به نقل از سفیر حجت‌ الاسلام حسن روحانی روز جمعه با کسب 50.71 از آرای مردم به‌عنوان رئیس جمهور منتخب ملت برگزیده و مأمور تشکیل کابینه یازدهم شد.

اصل 133 قانون اساسی  می‌گوید، وزرا توسط رئیس‏‌جمهور تعیین‏ و برای‏ گرفتن‏ رأی‏ اعتماد باید به‏ مجلس‏ معرفی‏ شوند، بر همین اساس پس از برگزاری مراسم تنفیذ در روز 12 مرداد و همچنین برگزاری مراسم سوگند (تحلیف) در صحن علنی مجلس، رئیس جمهور موظف است که ظرف یک هفته وزرای پیشنهادی خود را به مجلس معرفی کند.

از امروز تا پایان مهلت قانونی برای معرفی وزرای پیشنهادی، حجت‌الاسلام حسن روحانی 53 روز فرصت دارد که وزرای پیشنهادی خود را انتخاب کند.

شنیده‌های تسنیم حکایت از این دارد که رئیس جمهور منتخب تاکنون با برخی شخصیت‌ها و چهره‌ها برای تصدی سمت‌های مختلف در کابینه یازدهم رایزنی‌ کرده و گزینه‌های مختلفی برای تصدی پست‌های مهم دولتی مطرح شده‌اند.

خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، به برخی از گزینه‌های احتمالی اعضای کابینه که همچنان در دست بررسی هستند، دست یافته است. با این وجود هنوز هیچ‌کدام از اعضای کابینه به‌طور قطعی مشخص نشده‌اند و رایزنی‌ها با این افراد و همچنین بررسی‌های حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی در این زمینه همچنان ادامه دارد.

آنچه در ذیل می‌آید گزینه‌های احتمالی 24 سمت مهم دولتی است:

1- معاون اول رئیس‌جمهور: محمدرضا عارف، محمدعلی نجفی و محسن مهرعلیزاده؛ (در این زمینه محمدرضا عارف بیشترین شانس را دارد ولی اگر به هر دلیل وی به این سمت منصوب نشود، نجفی بیشترین شانس را خواهد داشت و اگر نجفی به سازمان برنامه و بودجه برود مهرعلیزاده محتمل‌ترین گزینه برای تصدی معاونت اولی دولت حجت‌الاسلام روحانی است.) از آل‌اسحاق و جهانگیری نیز یاد شده است.

2- وزارت اطلاعات: حجت‌ الاسلام علی یونسی و حجت‌ الاسلام مصطفی محقق‌ داماد مطرح‌ ترین گزینه برای این وزارت‌خانه هستند؛ (در صورت ماندن یونسی در دفتر تحقیقات و مطالعات استراتژیک، احتمالاً محقق داماد تنها گزینه تصدی وزارت اطلاعات خواهد بود و در صورت اینکه محقق داماد رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک شود، یونسی وزیر اطلاعات خواهد شد). در این بخش از حجت الاسلام شفیعی معاون اسبق وزارت اطلاعات نیز ذکری به میان آمده است.

3- وزارت امور خارجه: محمود واعظی، علی‌ اکبر صالحی و کمال و صادق خرازی گزینه‌ های مطرح برای این وزارت‌ خانه هستند که در این میان شانس محمود واعظی از دیگران بیشتر است.

4- وزارت کشور: حجت‌الاسلام ناطق نوری، مجید انصاری و اسحاق جهانگیری مطرح‌ترین گزینه‌ها برای تصدی این وزارت‌خانه مهم در دولت حسن روحانی هستند. گفته می‌شود به‌احتمال قوی، ناطق نوری تصدی این وزارتخانه را نمی‌پذیرد، و از این روی شانس جهانگیری بسیار بیشتر از دیگران خواهد بود.

5- وزارت اقتصاد: گفته می‌شود در حال حاضر محمد باقر نوبخت تنها گزینه وزیر اقتصاد است و احتمالاً "نیلی" که هم اکنون مشاور وی است، به‌عنوان مدیرکل مناطق آزاد اقتصادی معرفی می‌شود.

6- دبیر شورای عالی امنیت ملی: شنیده شده است که علی‌اکبر ولایتی به‌ عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب خواهد شد.

7- وزارت دفاع: حسین دهقان، علی شمخانی و اکبر ترکان گزینه‌های تصدی وزارت دفاع هستند که در این میان شانس حسین دهقان بیشتر از دیگران است.

8- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: گفته می‌شود علی مطهری تنها گزینه این وزارتخانه است و احتمالاً سلطانی‌ فر به‌عنوان معاون وی در این وزارتخانه انتخاب خواهد شد.

9- وزارت دادگستری: از حجت‌ الاسلام شوشتری به‌ عنوان گزینه مطرح برای وزارت دادگستری نام برده می‌شود و در عین حال گفته می‌شود که احتمال دارد حجت‌الاسلام روحانی مرتضی بختیاری وزیر فعلی دادگستری را برای ابقا در سمت خود به مجلس معرفی کند.

10- وزارت ورزش و جوانان: محمد دادکان و سعید فائقی گزینه‌ های اصلی تصدی این وزارت‌خانه هستند.

11- وزارت نفت: از بیژن نامدار زنگنه و سیدکاظم وزیری هامانه به‌عنوان اصلی‌ترین گزینه‌های تصدی این وزارت‌خانه کلیدی نام برده می‌شود.

12- ریاست سازمان انرژی اتمی: علی‌اکبر صالحی وزیر فعلی امور خارجه، غلام‌ رضا آقازاده و حسین فریدون شانس‌ های اصلی تصدی ریاست‌ انرژی اتمی هستند.

13- وزارت رفاه و امور اجتماعی: مرتضی بانک و صفدر حسینی گزینه‌های اصلی تصدی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی هستند.

14- وزارت ارتباطات: از نصرالله جهانگرد به‌عنوان گزینه اصلی تصدی این وزارت‌خانه نام برده می‌شود.

15- وزارت علوم: جعفر توفیقی، عبدالله جاسبی و جواد اطاعت گزینه‌های اصلی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری هستند که در این میان شانس جعفر توفیقی از دیگران بیشتر است. جعفر توفیقی سابقه تصدی وزارت علوم در دولت خاتمی را هم دارد.

16- وزارت بهداشت و درمان: گفته می‌شود صلاح‌الدین دلشاد و مسعود پزشکیان گزینه‌های اصلی این وزارت‌خانه هستند.

17- وزارت راه و شهرسازی: از علی عبدالعلی‌ زاده و علی‌اکبر آقایی به‌عنوان گزینه‌های تصدی این وزارت‌خانه نام برده می‌شود.

18- وزارت صنعت، معدن و تجارت: گفته می‌شود محمد نهاوندیان رئیس فعلی اتاق بازرگانی ایران از جمله افرادی است که به‌احتمال زیاد برای تصدی وزارت صنعت، معدن و تجارت به مجلس معرفی خواهد شد.

19- مشاور ارشد رئیس‌جمهور و سرپرست نهاد ریاست جمهوری: گفته می‌شود محمدرضا نعمت‌زاده که رئیس ستاد  انتخابات حسن روحانی بود، به‌عنوان مشاور ارشد رئیس‌جمهور و سرپرست نهاد ریاست‌جمهوری منصوب خواهد شد.

20- مشاور و رئیس دفتر رئیس جمهور: حسین فریدون گزینه اصلی تصدی سمت ریاست دفتر رئیس‌جمهور است.

21- رئیس مرکز امور مشارکت زنان: زهرا پیشگاهی‌فر به‌احتمال فراوان به سمت ریاست مرکز امور مشارکت زنان منصوب خواهد شد.

22- معاون پارلمانی رئیس جمهور: حجت الاسلام قدرت‌الله علیخانی و حجت الاسلام تیمورعلی عسگری از جمله افرادی هستند که بیشترین شانس را برای تصدی معاونت پارلمانی رئیس‌جمهور دارا هستند.

23- معاونت اطلاع‌ رسانی دولت: شنیده شده است که علیرضا الفت به سمت معاون اطلاع‌رسانی دولت منصوب خواهد شد.

24- معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست: از معصومه ابتکار به‌عنوان اصلی‌ترین گزینه ریاست سازمان حفظ محیط زیست نام برده می‌شود.

چرا به وصیتنامه دکتر شریعتی عمل نشد؟

امام موسی صدر از ما پرسید که آیا دکتر شریعتی وصیتی کرده است یا خیر؟ پاسخ من مثبت بود و اعلام کردم که طبق وصیتی مکتوب که از شریعتی بجای مانده ایشان قبلا با مشورتی که با من و دوستان کردند، علاقمند به دفن خود، در همین حسینیه ارشاد بودند.

دکتر شریعتی در سال های پایانی عمر، به شدت تحت نظارت ساواک بود. تا جایی که بالاخره تصمیم گرفت از کشور خارج شود. او به دلیل ممنوع الخروج بودن با نام خانوادگی «مزینانی» گذرنامه گرفت و به بروکسل بلژیک و از آنجا به انگلستان رفت اما سه هفته بعد از اقامت در ساوت همپتون انگلیس، در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ درگذشت. با وجودی که شریعتی وصیت کرده بود پیکرش در حسینیه ارشاد به خاک سپرده شود، شرایط طور دیگری پیش رفت تا دمشق، آخرین میزبان او در دنیا باشد.


دکتر ناصر میناچی، مدیر حسینیه ارشاد و یکی از بنیان‌گذران این موسسه‌ فرهنگی – مذهبی، سه سال قبل در مراسم بزرگداشت سی و دومین سالگرد اسارت امام موسی صدر روایت مرگ شریعتی را اینطور عنوان کرد: «مطلع شدیم که تیمی از ماموران و کارشناسان حرفه‌ای ساواک (حدود ۴۰ نفر) عازم لندن شده‌اند و هدفشان ربودن جسد شریعتی و انتقال آن به تهران به هر وسیله‌ای می‌باشد. آنها حتی به منزل آقای فکوهی مراجعه کردند و درخواست خود را اظهار داشته بودند. هدف آنها که توسط شخص شاه و ساواک تعیین شده بود، انتقال جسد شریعتی به ایران و برپایی یک مراسم گسترده و پر سرو صدا برای شریعتی در مشهد بود. آنها می‌خواستند کاری را که در دوران حیات شریعتی نتوانستند با او انجام دهند، در این شرایط محقق سازند و او را بدنام و بی‌آبرو سازند. خودشان برایش مراسم بگیرند و از او تجلیل کنند! و پس از تشییع در حرم امام رضا و طواف او در حرم، در کنار ضریح، جایی او را دفن کنند و برای همیشه به خاطره‌ي شریعتی پایان دهند!


ما در آن روزها بسیار حساس و هوشیار بودیم و حتی تیمی از دانشجویان دائم کشیک می‌دادند که مبادا کسی بیاید و جسد شریعتی را از سردخانه برباید. در همین حال بود که افراد نظرسنجی می‌کردند و هرکس برنامه‌ي خود را برای فرار از چنین موقعیتی شرح می‌داد... با استاد محمدتقی شریعتی تماس گرفتیم و نظر ایشان را پرسیدیم، که در جواب ایشان در جریان امور قرار گرفتند و با این نظریه که شریعتی را به سوریه برده و آنجا دفن کنیم موافقت کردند. ایشان همانجا گفتند که بدلیل علاقه‌ دکتر شریعتی به زینب(س) و ارتباط خوب آقا موسی صدر با روحانیون شیعه، این امر میسر است و قابل قبول.


امام موسی صدر تلاش‌های بی‌دریغ خود را برای کمک به علاقمندان شریعتی و خانواده و شاگردان او انجام داد و با نفوذ و اعتباری که در لبنان و کشورهایی نظیر سوریه و فلسطین داشت، توانست مستقیما با حافظ اسد رئیس‌جمهوری سوریه صحبت کرده و مراحل انتقال پیکر شریعتی را به آن کشور آسان گرداند. حافظ اسد ضمن حمایت از آقا موسی‌صدر در شرایطی که سوریه سه روز در تعطیلات بسر می‌برد، یک هواپیمای اختصاصی برای ما در لندن ارسال کرد و تمام آن جمعیت حاضر در لندن را همراه با جسد دکتر شریعتی، بدون ویزا و مراحل امنیتی سوار هواپیما کرد و به مقصد سوریه فراخواند.

 

امام موسی صدر از ما پرسید که آیا دکتر شریعتی وصیتی کرده است یا خیر؟ پاسخ من مثبت بود و اعلام کردم که طبق وصیتی مکتوب که از شریعتی بجای مانده ایشان قبلا با مشورتی که با من و دوستان کردند، علاقمند به دفن خود، در همین حسینیه ارشاد بودند. از آنجا که این وصیت عهدی است در زمان حیات او، با این وصیت نیز موافقت شده است، بنابراین واجب است که پیکر این مسلمان نهایتا در همین محل دفن گردد و هرکس که با این موضوع به هر طریقی مخالفت کند، گناه بزرگی مرتکب شده است. امام موسی صدر نیز این موضوع را متذکر شدند و از این رو ایشان خود اقدام به برگزاری آن مراسم‌های با شکوه برای شریعتی کردند و بخشی از فعالان و شخصیت‌ها و احزاب سیاسی لبنان و فلسطین و سوریه نظیر «عرفات» نیز در مراسم‌های شریعتی حضور پیدا کرده و اعلام حمایت کردند...»


درود بر این سه روحانی + تصویر

وبلاگ حامی عارف

استقبال بی نظیر از « گذشته » در اولین روز اکران

رضا سعیدی‌پور، مدیر سینما آزادی در گفت‌وگو با تسنیم، از اکران فیلم سینمایی «گذشته» آخرین ساخته اصغر فرهادی در سینما آزادی خبر داد و گفت: استقبال مخاطبان از فیلم فرهادی بسیار فوق العاده بوده است.

وی اضافه کرد: هفته گذشته به دلیل عدم ارائه اسناد مالکیت «گذشته» به فیلمیران این فیلم اکران نشد اما در هفته جاری با مرتفع شدن مشکلات و ارئه اسناد به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز اکران «گذشته» در سینماهای تهران آغاز شد.

سعیدی‌پور با بیان اینکه در روز اول اکران «گذشته» فرهادی فروش خوبی داشته است اضافه کرد: کلیه بلیط‌های سینما آزادی تا آخرین سانس آن به فروش رفته است.

«گذشته» داستان زوجی است که پس از سال‌ها زندگی ـ که حاصلش دو فرزند است ـ اما زندگی آرامی ندارند. مرد (علی مصفا) پس از سال‌ها اختلاف، همسرش (بره‌نیس بژو) را رها کرده و به ایران برمی‌گردد و همسرش نیز با مردی فرانسوی (طاهر رحیم) آشنا شده و آن مرد وارد زندگی‌اش می‌شود و به دنبال آن، به شوهرش در ایران نامه می‌نویسد و از او تقاضای طلاق می‌کند. مرد پس از این ماجرا به فرانسه برمی‌گردد و یک تازه‌وارد را در خانه‌اش با دو بچه‌اش می‌بیند.

برنیس بژو (بازیگر نامزد اسکار و گلدن‌گلوب و برنده‌ سزار) و طاهر رحیم (برنده جایزه سزار)، علی مصفا، پائولین بورلت، بازیگر بلژیکی، الیس آگویس، ژان جستین، سابرینا وازانی و بابک کریمی در این فیلم ایفای نقش کرده‌اند.

خوشحالی دانشگاه گلاسکو از ریاست جمهوری روحانی

وی ابراز امیدواری کرده است که پیروزی روحانی به عنوان یک دانش آموخته از این دانشگاه آینده ای توام با موفقیت برای ایران و مردم ایران باشد.

دانشگاه "کلدونیان" گلاسکو از پیروزی دکتر حسن روحانی دانش آموخته این دانشگاه در انتخابات ریاست جمهوری ایران ابراز خوشحالی کرد.

به گزارش 
عصر ایران، پروفسور " پاملا گیلیز" معاون رییس دانشگاه گلاسکو با ابراز مسرت از پیروزی یک دانش آموخته این دانشگاه در انتخابات ریاست جمهروی ایران گفت که این پیروزی را به حسن روحانی تبریک می گوید.


وی ابراز امیدواری کرده است که پیروزی روحانی به عنوان یک دانش آموخته از این دانشگاه آینده ای توام با موفقیت برای ایران و مردم این کشور به همراه داشته باشد.

دکتر حسن روحانی در سال 1999 موفق به دریافت مدرک دکترا در رشته حقوق از دانشگاه کلدونیان در گلاسکو انگلیس شده است. وی در سال 1995 نیز مدرک کارشناسی ارشد خود را از این دانشگاه دریافت کرده است.

مادر دکتر روحانی از وی می گوید + تصویر

خانم «سکینه پیوندی» 86 ساله مادر حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی رئیس جمهور منتخب است. او اهل سرخه و ساکن این شهر است. اما به واسطه کهولت سن، بیشتر در کنار دختران و دامادهایش در کوی «فلسطین» شهر سمنان زندگی می کند. به بهانه انتخاب دکتر حسن روحانی، سراغ مادر رئیس جمهور منتخب رفتیم تا از فرزندش برایمان بگوید. آن چه می خوانید گزیده ای از خواندنی ترین حرف های مادر رئیس جمهور منتخب دولت یازدهم است:

 

5 فرزند دارم که حسن فرزند اول من است وبعد از او صدیقه، طوبا،حسین وآمنه هستند.
 
«حسن» با همه کارهایی که دارد هروز از طریق تلفن جویای حال من است وبا من صحبت می کند هر چند کوتاه. حتی در زمان تبلیغات انتخاباتی که خیلی هم مشغول بود، به من زنگ می زد و چند کلام هم که شده با من حال و احوال می کرد.
 
آخرین باری که پسرم را از نزدیک دیدم، عید نوروز بود. می خواستم بعد از انتخابات  هم به دیدنش بروم اما وضعیت جسمانی به من اجازه نداد و تلفنی به فرزندم تبریک گفتم.
 
عروسم، خواهرزاده ام هم هست. پسرم وقتی 20 ساله بود با عروسم که آن موقع 14 سالش بود ازدواج کرد.
 
حسن، بیشتر کودکی اش را با مطالعه و قرآن خواندن می گذراند. درسش هم آن قدر خوب بود که چند سالی را هم جهشی درس خواند. از همان کودکی شیطنت خاصی نداشته و آرام بود.
 
خطبه عقدازدواج  تمام فرزندان و وابستگان نزدیک را دکتر روحانی می خواند.
 
هر وقت حاج حسن پیش ما می آید همه خانواده در خانه پدری جمع می شوند.
 
حسن بین همه ورزشها به کوهپیمایی و شنا علاقه بیشتری دارد.

پایان نامه فوق لیسانس و دکترای حسن روحانی در گلاسکو

سید محمد خاتمی: ملت صبور و واقع‌بین باشند

اعضای هیأت رئیسه انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران با سید محمد خاتمی دیدار کردند. سید محمد خاتمی پس از استماع مطالب دانشجویان، سخنان مهمی را در خصوص انتخابات، آینده گفتمان اصلاح طلبی، سخنان اخیر مقام معظم رهبری، انتظارات از دولت آینده و ضرورت پافشاری بر اجرای قانون توسط رئیس جمهور بیان کرد.
آفتاب- سرویس سیاسی: اعضای هیأت رئیسه انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران با سید محمد خاتمی دیدار کردند و با بیان مطالب و دغدغه های خود خواستار انتقال این مطالب به رئیس جمهوری منتخب شدند.

به گزارش آفتاب، مشروح سخنان سید محمد خاتمی را در ادامه بخوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم
اولا خیلی خوشحالم که شما را می بینم. این مطالبی که شما می گویید نشانه پختگی و بلوغ شماست و نشان می دهد شما می توانید از افکارعمومی – که بعضا اظهار می شود و بعضا در دلها نهفته است و اگر زمینه فراهم شود با شکوه خود را نشان دهد-نمایندگی کنید. در عین دلسوزی برای کشور و انقلاب و مردم خواستار تحول در همه عرصه های سیاسی و اقتصادی جامعه هتسد و این مسیر را موجب تقویت نظام می دانید؛ نه افکاری که به نام دفاع از ارزشها بزرگترین لطمه را به نظام و انقلاب و کشور می زند. مطالب شما که لب اصلاح طلبی واقعی است را وقتی می شنوم خوشحال می شوم. می دانم که در این سالها و بخصوص ۸ سال اخیر خیلی سختی کشیدید و می دانم که حاضر نیستید دست از انقلاب و مصالح کشورتان بردارید و در عین حال از آنچه می گذشت و می گذرد ناراضی هستید و می خواهید در راستای همان ارزشها اوضاع تحول یابد. 

من بارها گفته ام که انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران بقیه السلف جریان اصیل دانشجویی است که دلش برای انقلاب و کشور می سوزد و هم از بسیاری روندها ناراضی است وتا امروز دوام یافته است. امروز بسیاری از جمع های اینچنینی احساس امید می کنند.
من بارها با دانشجویان صحبت کرده ام و با شما هم صحبت کرده و در آینده هم در صورت مساعد بودن فضا صحبت خواهیم کرد که چطور از اصول منحرف نشویم و چطور به سمت آرمانها حرکت کنیم.

خوشحالم که خداوند در این ایام شعبان که پر از رحمت و برکت الهی است و درهای رحمتش به روی بندگان باز است و در اعیاد بزرگی که داریم بخصوص در آستانه سال روز ولادت حضرت بقیه الله(عج) هستیم و میلاد امام حسین(عج)، حضرت ابوالفضل(ع) و امام سجاد(ع) را پشت سر گذاشتیم، خداوند یک شادی دیگر هم نصیب ما کرد که آن برگزاری یک انتخابات پرشور بود. گرچه موانع زیادی در این انتخابات بود اما زمینه ای پیش آمد که مردم حضور پرشور یافتند. این انتخابات واقعا حماسه شد و حماسه ای که رهبری می خواستند محقق شد. گرچه کسانی بودند که نمی خواهم بگویم با سوء نیست، اما نمی خواستند حماسه محقق شود که نمونه بارز آن ردصلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی بود. الحق به محض اینکه ایشان آمد احساس کردیم انفجار امید و حرکتی در جامعه ایجاد شد که اگر ادامه می یافت، اتفاقی شکوهمندتر از آنچه اتفاق افتاد رخ می داد. زیرا عملا ردصلاحیت ایشان می توانست جلوی حماسه را بگیرد، اما برکت حضور مردم و هوشمندی همه-بخصوص شما جوانان و کسانی که به آینده ممکلت چشم دوخته اند- همه حضور یافتند و انتخاباتی پرشور برگزار شد. من وقتی که به آراء نگاه می کنم –از روستاها تا شرهای بزرگ، از کارگر و کشاورز تا استاد دانشگاه- می بینم تمام آنها یک حرف را می زنند این نشانه رشد و بلوغ جامعه ماست. 

یعنی حرف اصلاح طلبی واقع گراست که ما جز انتخابات راه دیگری نداریم و با وجود مشکلات، بدیلی برای انتخابات نداریم و بدیل آن خطرناک است. البته انتخابات باید مطلوب تر باشد و همه بتوانند در آن حضور یابند. اما اینکه بخش زیادی از مردم با وجود عدم تمایل برخی و نپسندیدن آنها در انتخابات حضور پیدا کردند، خیلی مهم است. یعنی ما با وجود آن نخواستن های دیگران حضور پیدا کردیم و خودمان را محروم نکردیم. 

من نمی خواهم جامعه را به اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب تقسیم کنم؛ اما گفتمان اصلاح طلبی واقعیتی است که بخصوص در این سالها بشدت مورد تخریب قرار گرفت؛ از طریق تخریب شخصیتهای اصلاح طلب یا افراد عاقل. بعد از چند سال بمباران گفتمان اصلاح طلبی، مردم نشان دادند گفتمان اصلاح طلبی را می پذیرند؛ البته حرف من فقط اصلاح طلبان نیست، منظورم گفتمان است. در دل این گفتمان اعتدال و بهره گیری از همه نیروها در کشور نهفته است. گفتمان اصلاحات گفتمانی است که می کوشید سیاست را اخلاقی کند و نه اینکه دین و اخلاق را سیاسی کند و سیاست را نظرگاه تنگ گروههای خاصی بداند. این گفتمان از نظر اصلاحات درست نیست و بر اساس نظر اصلاحات سیاست باید در خدمت اخلاق و دین باشد. از جمله مسائلی که در جریان انتخابات مشخص شد، وجهه اخلاقی اصلاحات بود. یعنی کاری که آقای عارف کرد و الحمدلله بهره اش را هم برد و در افکار عمومی بروز وظهور بیشتری یافت، از نمونه های آن بود.

من در سال ۸۷ که بحث انتخابات بود و به رغم بی میلی وارد شدم و با ورود جناب آقای مهندس موسوی بلافاصله و بدون هیچ تردیدی اعلام کردم که کنار می روم. زیرا ما به فکر موفقیت گفتمان اصلاحات و حفظ منافع مملکت هستیم و می خواهیم اوضاع کشور بهبود یابد. بنابراین چرا به دنبال قدرت بیاییم و گروهها را از هم بپاشانیم؟ من خدا را شکر می کنم و از این وضع ناراضی نیستیم. من فکر می کنم در این دوره انتخابات از طریق اصلاح طلبان و آقای عارف به وضع بهتری رسیدیم. من فکر می کنم در دینی شدن سیاست -با دیدگاههای باز- می توانیم بحث های زیادی کنیم و خواهیم کرد و به موفقیت های بزرگی در این زمینه رسیدیم.

در این انتخابات معلوم شد شد که مردم چه می خواهند و راه نجات مملکت کدام راه است. این کار با آرام ترین راه انجام شد؛ ما آرام ترین انتخابات را داشتیم؛ در عین نگرانی ها و دلهره ها مردم نشان دادند که رشید هستند و راه خودشان را می خواهند و نشان دادند نظام را می خواهند، نه تغییر نظام را، ولی از اوضاع راضی نیستند.

آقای روحانی شخصیت شناخته شده، توانا، خوب، امتحان داده، مورد احترام و دارای مواضع روشن است که ما هم همین را می خواهیم. اگر یکی از کسانی که اصلاح امور را می خواست اما اصولگرا بود و می دانستیم اهداف ما را پیگری می کند؛ از او هم حمایت می کردیم. زیرا ما گفتمان مان را می خواهیم، ما می خواهیم مملکتمان نجات یاید، ما می خواهیم کشورمان در دنیا جایگاه خود را پیدا کند و جایگاه مردم ما در جهان ارتقاء یابد، فضای امنیتی در کشور به فضای سیاسی مطلوب تبدیل شود. به فضایی تبدیل شود که همه حرف بزنند و قانون اساسی بطور کامل اجرا شود که در این زمینه صحبت خواهم کرد.

آقای دکتر روحانی امروز با رأی قاطع شما و به رغم فضای رسمی توانسته است رأی مردم را بگیرد و حرف ایشان درست است؛ امروز آقای دکتر روحانی رئیس جمهور همه کشور است؛ حتی همه آنهایی که به او رأی نداده اند. اصلا جای نگرانی نیست! رئیس جمهوری می خواهیم که رئیس جمهور همه باشد و البته باید از همه نیروهای کاردان، عاقل، توانا و مورد اطمینان از هر جناح باید استفاده کند. خدا را سپاسگزارم که اصلاح طلبی رشد و اخلاق خود را نشان داد و با تمام وجود در صحنه تأثیرگذار بود، از هیچ کس هم سهم خواهی نداریم؛ می خواهیم کشورمان پیشرفت کند. درست است که همه از حصر آقای موسوی، خانم رهنورد و آقای کروبی ناراحتیم و بسیاری از عزیزانمان در زندان هستند؛ اما همان زندانی ها در انتخابات شرکت کردند و مردم هم با وجود رنج هایی که کشیده بودند رأی دادند. از خدا می خواهیم که همه عزیزان آزاد شوند.

اما یک نکته بگویم؛ منشاء این رفتارها تنگ نظری ها و گفت و گو نکردن و سلطه فضای امنیتی است. اگر این مشکل نبود حصر و حبس ها هم نبود. لذا می خواهیم فضای امنیتی نادرست از بین برود تا همه بتوانند حرفشان را بزنند. در درجه اول من از جناب آقای دکتر روحانی تشکر می کنم که بحث آزادی و بازگشایی و تأسیس انجمن ها را مطرح کردند و در درجه اول می خواهم که همین انجمن هایی که الان هستند به راحتی بتوانند حرفشان را بزنند تا فضا برای دیگران باز شود. یک رویه هایی در کشور ایجاد شده که با کمال تأسف به عنوان گفتمان انقلاب مطرح شده است و گویی بقیه ضدانقلاب هستند. نه! اتفاقا ما از انقلاب دفاع می کنیم. اینکه رهبر گرامی در روز انتخابات می گویند کسانی که مخالف نظام هستند هم بیایند رأی دهند، من این را سیاست کلی می دانم؛ نه آنکه می گوید هر مخالفی باید نابود شود و به تمام افراد باسابقه با تهمت جاسوسی کوبیده شوند. اگر ما یکر روز گفتیم زنده باد مخالف من، می بینیم که رویکرد نظام همین است. یعنی آقای مخالف! خانم مخالف! تو یا رأی بده، تو هم شهروند این کشور هستی و حق داری؛ تو هم باید مورد احترام باشی؛ تو هم باید در سرنوشت شرکت کنی! این رویکرد بسیار جالبی است. وقتی گفته می شود رأی مردم حق الناس است و این از حق الله بااهمیت تر است، آدم یاد جمله امام می افتد که گفت«میزان رأی ملت است».

پس بنابراین نباید بگوییم در جهات کلی مشکل داریم؛ بیاییم مشکلات و انحرافات را جبران کنیم و همه چیز را سر جای خودش برگردانیم. البته مسائل اقتصادی و فرهنگی بسیار مهم است. من از سخنان شما تشکر می کنم و می خواهم به عنوان یک جمع قابل اعتماد با آقای روحانی هم نظراتتان را در میان بگذارید و ایشان کسی بهتر از شما پیدا نمی کند که بتوانند دغدغه ها را بیان کنند. شما بروید و دغدغه ها و خواسته هایتان را مطرح کنید و بگویید انتطار خاصی هم ندارید که شما هم بکار گرفته شوید. 

مطالب آقای روحانی مطالب بسیار خوب و پخته و تأمین کننده خواسته های ما است و نیز با کمال شجاعت و قاطعیت گفته است که من پایند آنها هستم. ما باید بیان کننده مطالبات مردم باشیم-که می گویم چگونه باید بیان کننده آنها باشیم- و سعی کنیم این مطالبات را در مسیر معقول تر و واقع بینانه پیگیری کنیم. اینکه می گوییم فضا باید باز شود یعنی ما می توانیم واسطه خوبی برای شکل دادن و هدایت کردن و التیام افکار عمومی باشیم و مطالبات عمومی را به دولت منتقل کنیم. اصلا جامعه مدنی ینعی بودن نهادهای واسطه میان مردم و حکومت؛ نه حکومت ارباب مطلقق مردم است و نه مردم توقع بیجا از حکومت داشته باشند. جامعه مدنی هم مطالبات را مطرح می کنند وهم از حکومت می خواهد که آنها را انجام دهد. ما می خواهیم در میان مردم باشیم و نماینده مطالبات آنها باشیم و البته حمایت کننده دولتی باشیم که نماینده آنهاست.

مواظب باشیم شتاب زدگی نکنیم که توقعات بیجا از دولت ایجاد نشود؛ دولت معجزه نمی تواند بکند. فقط می گوییم اگر مردم برای حفظ نظام از تغییر می گویند، رویکردها تغییر کند و اندک اندک پیش برویم. فردا تورم و بیکاری ویران کننده از بین نخواهد رفت و روابط خارجی اصلاح نخواهد شد. نباید این توقعات را داشته باشیم و در آن صورت کسانی که شکست خوردند نماینده مطالبات افراطی و فشارآورنده به دولت خواهند بود. رئیس جمهور رئیس جمهور کشور است و در یک چارچوب کار می کند. ما یکسری اسناد و قوانین بالادستی داریم. در قانون اساسی رئیس جمهور فقط رئیس دولت نیست، بلکه مجری قانون است؛ که البته بعضی ها این را قبول ندارند و باید مقابل آنها ایستاد. رئیس جمهور اگر تخلف کرد مجلس و دیوانعالی کشور و... می توانند با او برخورد کنند. اما اگر نهادهای دیگری مانند مجلس و شورای نگهبان و... تخلف کردند چه کسی باید تذکر دهد؟ اتفاقا اشکال این است که قانون اساسی از سوی نهادهایی نقض شده است که جوابگوی دیگران نیستند. البته در مورد ساز و کارهای آن باید بحث کرد. خوشبختانه دکتر روحانی گفتند که من مجری قانون اساسی هستم؛ باید روی این اصل ایستاد و در چارچوب سیاستهای کلی باید عمل کرد. باید حق سخن گفتن مخالف و اینکه میزان رأی ملت است باید به رسمیت شناخته شود. سند چشم انداز بیست ساله افتخار ماست که متأسفانه نه تنها در جهت آن گام برنداشته ایم، بلکه کنار گذاشته شده است و آقای روحانی باید تلاش کند این قطار را روی ریل خودش برگرداند و جبران ۸ سال را کند وسرعت ببیشتری هم بدهد؛ زیرا رقبای ما در منطقه با سرعت در حال حرکت هستند. رئیس جمهور باید در چهارچوب اسناد بالادستی کار کند. من عرض بکنم؛ رئیس جمهوری موفق خواهد بود که با رهبری هماهنگ باشد و رهبری هم برای برآورده شدن قول هایی که رئیس جمهور به مردم وعده داده به وی کمک کند. زیرا مردم از او انتظار تحقق آنها را دارند و رئیس جمهور باید حمایت شود. به صراحت بگویم؛ تمام دستگاهها باید با رئیس جمهوری که نماینده مطالبات مردم است هماهنگ باشند. نمی گوییم از حقوقشان بگذرند، اما مردم از رئیس جمهور در زمینه های مختلف مطالبه دارند و باید با اراده ملی هماهنگ بود. البته او هم باید طبق قانون عمل کنند. 

هماهنگی رئیس جمهوری با رهبری و هماهنگی نهادها با وی باید یاشد. نهادهایی هستند که نمی خواهند به کسی پاسخگو باشند؛ آنها باید در مقابل رئیس جمهور پاسخگو باشند. همه باید دست به دست هم دهیم، الان که افقی به روی آبنده باز شده مشکلات جبران شود. فضا برای کار، تولید و سیاست خارجی خوب باز شود. می توان اصول را حفظ کرد، اما فشارها روی ملت کم شود. الان با یک انتخاب مردم و یک فضای روانی هم در داخل شاهد کاهش فشار و کم شدن قیمت ارز هستیم و هم در خارج، زمینه های ایجاد می شود که امیدوار می شویم. اگر این ها در عمل هم محقق شود باعث خوشحالی مردم است. 

من در درجه اول دست یکایک این ملت بزرگوار را می فشارم و از حضور شگفت انگیز آنها تشکر می کنم. همچنین تبریک می گویم به نماینده منتخب مردم جناب آقای دکتر روحانی و برایشان موفقیت آرزو می کنم و همه را به همکاری با ایشان فرا می خوانم. از روستاییان، زنان، بخصوص جوانان، مردان، جریانات گفتمان اصلاح طلبی-نمی خواهم دسته بندی کنم- و... تشکر می کنم. در هفته های اخیر مردم شعار ائتلاف می دادند و از همه بخصوص آقای عارف که اجماع را ایجاد کردند، تشکر می کنم. یکدفعه جریانی شکل گرفت که تا عمق روستاها هم رفت. من از همه آنها بخصوص جوانان قدردانی می کنم. خدا را شکر می کنم که نتیجه انتخابات آمدن جنابی آقای روحانی بود؛ با مواضع منطقی که دارند. آقای روحانی هم باید از تمام جریانات استفاده کند؛ امروز روز تقابل نیست، روز همدلی است. فقط و فقط ما باید سعی کنیم افراط گری و تنگ نظری-از هر طرف- میدان دار نباشد. همه در صحنه بیایند و کار و تلاش کنند؛ ما هم چیزی جز اجرای ضوابط قانونی برای مردم، کارآفرینان، طبقه متوسط و... نمی خواهیم. باید مردم از بیکاری و مشکلات معیشتی نجات یابند. باید فضا باز شود و کسانی برای اظهارنظر مورد فشار قرار نگیرند.

ما چیزی جز آنچه آقای دکتر روحانی در اظهاراتشان گفتند نمی خواهیم. اما توقع داریم که با جدیت پیگیری شود و از ملت می خواهیم صبور و واقع بین باشند. در میان مطالباتی که هست اولویت ها را در نظر بگیرید. اگر دولت یک اولولیتی را تشخیص دهد، هماهنگی و همراهی کنید. انتظار نداشته باشید یک شبه تمام مطالبات ما تحقق یاید. همین که جو عوض شود و مردم بدانند در جهت مطالبات آنها گام برداشته می شود مردم صبر و همراهی می کنند.

من از همه کاندیداهایی که در عرصه بودند و همه کسانی که پای صندوق آمدند-به هرکس که رأی دادند- تشکر می کنم؛ همه در آفریدن حماسه نقش داشتند. اما رئیس جمهور دارای گفتمان، مطالبات و دیدگاههای ویژه است که از مردم رأی گرفته است و همه باید کمک کنیم که پیش برود و در عین حال مراقبت کنیم که از این خواسته ها انحراف ایجاد نشود.

در پایان لازم می دانم از قهرمانان افتخار آفرین فوتبال تشکر کنم که با همت مضاعف و تلاش ارزنده، جشن شادی مردم را کامل کردند و ایران برای چهارمین بار به جام جهانی راه یافت. از همه دست اندرکاران تیم فوتبال بخصوص بازیکنان عزیز تشکر می کنم.

دیدار سید محمد خاتمی و حسن روحانی

تا ساعتی دیگر، رئیس‌ جمهور منتخب ملت و رئیس‌‌ جمهور سابق کشورمان با یکدیگر دیدار می‌کنند.
تا ساعتی دیگر حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی و دکتر حسن روحانی با یکدیگر دیدار خواهند کرد و به بحث و تبادل نظر پیرامون انتخابات و شرایط کنونی کشور خواهند پرداخت.

سفیر، خاتمی که از نخستین افرادی بود که در تماس تلفنی نسبتا طولانی مدتی، پیروزی دکتر حسن روحانی را در ساعات اولیه اعلام نتایج به وی تبریک گفت، امروز نیز در جمع  اعضای هیأت رئیسه انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران با تبریک مجدد به دکتر روحانی و تجلیل از حضور شگفت انگیز مردم در انتخابات گفت:«در این انتخابات معلوم شد که مردم چه می خواهند و راه نجات مملکت کدام راه است. این کار با آرام ترین راه انجام شد؛ ما آرام ترین انتخابات را داشتیم؛ در عین نگرانی ها و دلهره ها مردم نشان دادند که رشید هستند و راه خودشان را می خواهند و نشان دادند نظام را می خواهند، نه تغییر نظام را، ولی از اوضاع راضی نیستند.آقای روحانی شخصیت شناخته شده، توانا، خوب، امتحان داده، مورد احترام و دارای مواضع روشن است که ما هم همین را می خواهیم..»

وی همچنین اظهار داشت:«آقای دکتر روحانی امروز با رأی قاطع شما و به رغم فضای رسمی توانسته است رأی مردم را بگیرد و حرف ایشان درست است؛ امروز آقای دکتر روحانی رئیس جمهور همه کشور است؛ حتی همه آنهایی که به او رأی نداده اند.»

گفتنی است، سید محمد خاتمی پیش از این در روز 22 خرداد در پیامی اعلام کرده بود:«به حکم وظیفه سنگینی که نسبت به کشور و سرنوشت ملت شریف دارم رأی خود را به برادر گرامی جناب آقای دکتر روحانی خواهم داد و از همگان به ویژه اصلاح طلبان و تحول خواهان و خواستاران عزت و سربلندی میهن و وفاداران به آرمانهای بلند و مطالبات روشن ملت می خواهم که با هوشیاری وظیفه مهم خود را در این انتخابات به جا آورند و حضور جناب آقای دکتر روحانی را فرصتی مناسب برای رسیدن به خواست ها و مطالبات خود بدانند؛ باشد که لطف حضرت پروردگار مددکارمان باشد و شاهد نیک بختی ایران و ایرانی باشیم.»

قفل بازار خودرو در انتظار «کلید»

به گفته نمایشگاهداران خودرو پایتخت، بازار خودرو همچنان راکد است. آنها می‌گویند قیمت‌ها نه تنها افت نکرده‌اند، بلکه حتی در مواردی افزایش نیز داشته‌اند.

این در شرایطی است که طی یکی دو هفته پیش، بازار خودرو پس از مدت‌ها جان گرفته بود و فعالان بازار امید داشتند رونق خرید و فروش خودرو تا چند هفته، پایدار باقی بماند.

با این حال بازار خودرو فعلا قفل شده و سایه رکود دوباره بر سر آن سنگینی می‌کند. هرچند معمولا در دوران رکود، قیمت‌ها افت می‌کنند؛ اما بازار این روزهای خودرو مستثنی از این قاعده است، چه آنکه نه تنها کاهش قیمتی در کار نیست، بلکه منحنی قیمت‌ها صعود نیز کرده است. 

حال باید دید این رکود ادامه پیدا می‌کند یا اینکه با توجه به فرا رسیدن فصل تابستان و آغاز مسافرت‌های خاص این فصل، سرنوشت دیگری گریبان بازار را خواهد گرفت. به اعتقاد کارشناسان، رونق دوباره بازار خودرو به معنای افزایش قیمت‌هاست، زیرا تولید همچنان با افت روبه‌رو است و خودروسازان نمی‌توانند متناسب با میزان تقاضا، عرضه داشته باشند. این به معنای افزایش دوباره قیمت‌ها به خصوص برای خودروهای کم تیراژتر مثل پژو 206 و تندر-‌90 و مگان خواهد بود، خودروهایی که همین حالا نیز گران به شمار می‌روند و مشتریان قدرت هضم گران‌تر شدن آنها را ندارند.

رکود با طعم گرانی
اما از بازار خبر می‌رسد که در حال حاضر پژو ۲۰۶ تیپ ۲ قیمتی برابر با 36 میلیون تومان دارد.
در بین دیگر پژویی‌های ایران خودرو تیپ۶ این محصول هم در حال حاضر ۵۱ میلیون تومان خرید و فروش می‌شود و V9 هم با قیمتی برابر با ۵۲ میلیون تومان به فروش می‌رسد. همچنین V8 نیز به عنوان مدل صندوقدار، اما دنده معمولی ۲۰۶، از قیمتی برابر با 43 میلیون تومان برخوردار است. V20 نیز به عنوان ساده‌ترین مدل صندوقدار ۲۰۶ در حال حاضر ۳4 میلیون و ۵۰۰ هزار تومان به فروش می‌رود که این موضوع از رشد قیمت یک میلیون تومانی آن حکایت می‌کند.

در بین دیگر مدل‌های پژو، هم‌اکنون پژو ۴۰۵ با قیمتی برابر با 27 میلیون و 500 هزار تومان به فروش می‌رسد و مدل دوگانه‌سوز آن نیز یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان گران‌تر است. 405 در یک هفته گذشته حدود سه میلیون تومان گران شده است. سمند هم با چهار میلیون افزایش در مدل LX خود قیمتی برابر با ۲8 میلیون و ۵۰۰ هزار تومان دارد. همچنین پژو پارس نیز در حال حاضر ۳8 میلیون و 500 هزار تومان به فروش می‌رسد و در مدل دوگانه سوز خود قیمتی برابر با 37 میلیون تومان دارد. پارس نزدیک به چهار میلیون تومان گران شده است.

اما مدل ۱۱۱ (هاچ بک) این خودرو در حال حاضر ۱7 میلیون و 800 هزار تومان دارد که این موضوع از جهش یک میلیونی آن حکایت می‌کند. پراید مدل ۱۳۱ نیز که ۵۰۰ هزار تومان گران شده، هم‌اکنون ۱6 میلیون و 8۰۰ هزار تومان به فروش می‌رود. خبر می‌رسد که مدل ۱۳۲ پراید نیز قیمتی برابر با ۱6 میلیون و ۳۰۰ هزار تومان دارد. این خودرو نیز 500 هزار تومان گران شده است.

مگان هم که دو میلیون تومان گران شده، 87 میلیون تومان به فروش می‌رسد. تندر - ۹۰ هم که این روزها قیمتی بالای نرخ کارخانه دارد در مدل پارس خودرویی خود ۳7 میلیون و 500 هزار تومان به فروش می‌رسد. مدل ایران خودرویی تندر نیز در حال حاضر ۳6 میلیون تومان خرید و فروش می‌شود. هر دو تندر با افزایش قیمت دو میلیون تومانی در یکی دو هفته گذشته روبه‌رو شده‌اند. از بازار تندر مدل E1 نیز خبر می‌رسد که این محصول قیمتی برابر با ۳3 میلیون تومان دارد و این یعنی دو میلیون تومان به قیمت آن طی یکی دو هفته گذشته اضافه شده است.

فعالان بازار می‌گویند: تیبا و ماکسیما نیز با افزایش قیمت روبه‌رو بوده‌اند؛ به نحوی که تیبا در حال حاضر 20 میلیون و 500 هزار تومان قیمت دارد و ماکسیما ۱۱6 میلیون تومان به فروش می‌رسد. ماکسیما یک میلیون و تیبا نیز 800 هزار تومان افزایش قیمت داشته‌اند.

به گزارش روزنامه دنیای اقتصاد، همچنین نیسان تيانا هم در حال حاضر با قیمتی برابر با ۱47 میلیون تومان خرید و فروش می‌شود که پنج میلیون تومان افزایش داشته است. به جز تیانا دیگر خودرو لوکسی که در یکی دو هفته گذشته تغییر قیمت را تجربه کرد، سوزوکی گرندویتارا بود. این محصول هم‌اکنون ۱30 میلیون تومان قیمت دارد. ویتارا در ایران خودرو خراسان به تولید می‌رسد و وضع تولید آن چندان مناسب نیست.

چهار روحانی ناکام در انتخابات رياست‌جمهوری اخير

24 خرداد 1392، يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در ايران برگزار شد و در نهايت برخلاف پيش بيني اکثريت قريب به اتفاق کارشناسان و حتي رأي دهندگان، حجة الإسلام و المسلمين شيخ "حسن روحاني" با کسب اکثريت آراء، پيروز انتخابات شد.
آفتاب: در اين ميان، با نگاهي گذرا به دوران پيش از انتخابات ما را به ياد برخي از روحانيون سرشناس مي اندازد که از نامزدي معين جانبداري کرده و تلاش کردند از خود مايه بگذارند تا نامزد مورد نظرشان يا به اصطلاح ديگر،‌ نامزد "اصلح" از نگاه آنان، در انتخابات پيروز شود.

به گزارش آفتاب به نقل از شيعه آنلاين، با پيروزي "حسن روحاني" در اين انتخابات، اين روحانيون به هدف خود دست نيافته و ناکام ماندند. در ذيل به چهار روحاني سرشناسي که به طور آشکار براي نامزدهاي مشخصي تبليغ يا فعاليت مي کردند، را آورده ايم:

1- شيخ "محمدتقي مصباح يزدي": تا پيش از کناره گيري "کامران باقري لنکراني" از رقابت هاي انتخابات،‌ آيت الله مصباح يزدي در چندين سخنراني مختلف، او را اصلح معرفي کرد. کار به جايي رسيد که حتي اعلام کرد که نزديک به 7 سال درباره آقاي لنکراني فکر کرده و به اين نتيجه رسيده که اصلح نامزدها است. اما با کنار کشيدن باقري لنکراني از عرصه، ظرف چند روز "سعيد جليلي" توانست نظر آيت الله را کسب کند و از سوي ايشان به عنوان اصلح معرفي شود. با شکست جليلي در انتخابات، آيت الله مصباح يزدي نيز ناکام ماند و نتوانست اصلح خود را که برايش تبليغ کرده و به نفعش صحبت کرده بود را راهي ساختمان رياست جمهوري کند.

2- حجة الإسلام و المسلمين "عليرضا پناهيان": ديگر چهره سرشناسي که او نيز با تمام قامت در کنار "سعيد جليلي" ايستاد و از وي حمايت کرد. طرفداري پناهيان از جليلي به گونه اي بود که حتي در روز رأي دادن نيز او را همراهي مي کرد و کنارش ايستاده بود. پناهيان در چندين سخنراني و محافل مختلف به طور علني و آشکار از "جليلي" يا به عبارتي ديگر "گفتمان جليلي" حمايت کرده بود و از هوادارانش خواسته بود که به وي رأي دهند. با شکست جليلي در انتخابات، پناهيان نيز ناکام شد و نتوانست به آرزويش يعني پيروزي "سعيد جليلي"‌ دست يابد.

3- حجة الإسلام شهاب مرادي: چهره ديگر سرشناس در روزهاي قبل از انتخابات،‌ حجة الإسلام "شهاب مرادي" بود. او با تمام قدرت و توان در اختيار "محمدباقر قاليباف"‌ ديگر نامزد اصولگرايان در انتخابات رياست جمهوري بود. جانبداري حجة الإسلام مرادي از قاليباف به قدري بود که حتي در برخي از برنامه هاي تبليغاتي که در برخي از استان ها از سوي ستاد قاليباف برگزار مي شد، هنگامي که قاليباف نمي توانست و يا نمي رسيد در آن حضور يابد، "شهاب مرادي" به جاي او در مراسم حضور مي يافت و به سخنراني مي پرداخت و از قاليباف دفاع مي کرد. با شکست قاليباف، آرزوهاي "شهاب مرادي" هم برآب رفت.

4- حجة الإسلام و المسلمين سيد "مهدي خاموشي": ديگر روحاني سرشناس که در عرصه انتخابات فعاليت داشت، سيد "مهدي خاموشي" بود. البته او کمي با هوش تر از سه روحاني قبلي عمل کرد و به هيچ وجه به طور علني و آشکار از نامزد مشخصي حمايت نکرد اما بر هيچ تحليل گر و يا کارشناس سياسي پوشيده نيست که آقاي خاموشي براي پيروزي "محمدباقر قاليباف" تلاش مي کرد. حتي يکي از اهداف ميانجيگري خاموشي براي تشکيل ائتلاف سه گانه "ولايتي،‌ قاليباف و حدادعادل" تلاش براي به قدرت رساندن شهردار تهران بود. اما با شکست قاليباف، تلاش سکاندار سازمان تبليغات اسلامي،‌ به بن بست رسيد زيرا نه تنها نامزد مورد علاقه وي، بلکه ولايتي، ديگر عضو باقيمانده ائتلاف هم شکست خورد.