بعد از مسائل 88، هیچ متری تا سال 92 وجود نداشت تا نظر عموم ملت را درباره آن مسائل، اندازه بگیرد. در 24 خرداد، مردم در بین تمام کاندیداها به یکی از ساکتین فتنه (بنا به برچسب گذاری افراطیون!) رای دادند. تفسیر این رای چیست؟! مگر پاسخ جز آن است که مردم به تنگ آمده اند و از جار و جنجال ها، بویژه درباره مسائل 88 خسته شده اند و ترجیح می دهند این مسائل وحدت شکن ساکت بماند و به مشکلات کمرشکن آنان رسیدگی شود؟!


در حالی که رای عدم اعتماد به سه وزیر کابینه روحانی، در جامعه کاملا سیاسی ارزیابی شد و به معنای کارشکنی افراطیون در کار دولت تدبیر و امید تفسیر شد، نمایندگان افراطی و کاسبین فتنه ظاهرا قصد ندارند از آزار مردم دست بردارند و از همین رو، بعضا به انتخاب های روحانی برای سرپرستی وزارتخانه ها هم خرده گرفتند.

افراطیون که پنبه های بزرگی در گوش خود فرو کرده اند تا پیام انتخابات 24 خرداد و حماسه سیاسی میلیونی مردم را که نه به افراطی گری و تندروی بود را نشنوند، نعل وارونه زده و از پیام مجلس در رای اعتماد سخن می گویند!

در این حال هادی یاسمنی در یادداشتی نوشت:

در جلسات بررسی وزرای کابینه یازدهم، نکته پررنگی که خود نمایی می کرد، سخنرانی برخی نمایندگان افراطی مجلس در باب مخالفت با کابینه بود و آن نکته نیز اختصاص دادن عموم مطالب به مسائل سال 88 و عدم بررسی تخصصی وزرا بود.

فارغ از آنکه با همه ی مباحث مطرح شده از سوی اقتدارگرایان در باب مسائل 88 واقعیتی تلخ وجود دارد و آن هم عدم اقناع بخش عظیمی از ملت درباره همان سوال "رای من کجاست؟" می باشد. چه آنکه اگر احتمال ضعیف خیرخواهی افراطیون در نحوه مواجهه شان با این سوال را در نظر بگیریم، نوع گفتمان آنان عموما بر آتش اختلافات می افزاید و اگر نبود امر همیشگی آنان (یعنی اختلاف و شکاف ایجاد کردن بین حاکمیت و ملت) اساسا دیگر افراطی لقب نمی گرفتند!

فرض بعید گرفته شود که تمام مطالب آنان در باب 88 صحیح است و فرض بعید دیگر در پایبندی کامل آنان به ولایت!
مگر نیست سخن بی قید و شرط بنیانگذار انقلاب که "میزان رای ملت است"، پس چرا به این جمله پایبند نیستند؟!

اساسا بعد از مسائل 88 و سخن ها  و استدلال های گوناگون درباره ی آن، هیچ متری تا سال 92 وجود نداشت تا نظر عموم ملت را درباره ی آن مسائل، اندازه بگیرد.

در انتخابات 24 خرداد، مردم در بین تمام کاندیداهای موجود با طیف های مختلف ( و البته ناقص) به یکی از ساکتین فتنه (بنا به برچسب گذاری افراطیون!) رای دادند.

تفسیر این رای چیست؟! مگر پاسخ جز آن است که مردم به تنگ آمده اند و از جار و جنجال ها، بویژه درباره مسائل 88 خسته شده اند و ترجیح می دهند این مسائل اختلاف افکن و وحدت شکن ساکت بماند و به مشکلات اساسی و کمر شکن آنان رسیدگی شود؟!

پس چرا افراطیون این چنین با سخن و قلم خود، کمر به آزار مردم بسته اند و تمایل به خرد شدن آنان زیر بار مسائل اصلی دارند؟!

مگر نه آن است که نامزد تفکر و به اصطلاح گفتمان آنان، 4 میلیون رای بیشتر نیاورد و نامزدی در تقابل کامل با منویات ایشان با اقبال اکثریت ملت فهیم مواجه شد؟! اگر نامزد موزد نظر آنان رای می آورد، چه تفاوتی در عملکرد آنان با آن که کنون است وجود داشت؟! پس اندک احترام به رای و نظر مردم در نحوه ی عملکرد آنان چه جایگاهی دارد؟!

پاسخ روشن آن است که اگر از افراطیون، همین زمینه برای بیان مسائل کم مغزشان درباره ی فتنه گرفته شود، اساسا دستشان برای فعالیت خالی می شود و این سوال اساسی پر رنگ تر می شود که به چه دلیل آن ها از بیت المال ارتزاق می کنند؟! و جز آن است که آنان قصد انتقام از ملت مظلوم به خاطر رای شان را دارند که کنون شمشیر این انتقام بر سر وزیران (به نمایندگی از منتخب ملت) فرود آمد و بی شک در آینده نزدیک، امر کارزار به خود رئیس جمهور خواهد رسید.

بر امثال نگارنده روشن نیست و بعید است اما اگر اندکی میل به خیر در افراطیون وجود دارد، چه خوب است که پیام انتخاب ملت را ولو نپسندند، حقیقتا دریافت کنند و از نمک پاشیدن بر زخم آنان دست بردارند که اگر این مسئله تحقق یابد، ان شا ا... آنان از زمره افراطیون خارج می شوند. هرچند که بعید است و درخواستی محال!